لذا خداى شما همان خداى واحدى است كه براى امّتهاى گذشته نيز همين احكام شما را تشريع كرده ، پس اسلام بياوريد و تسليم او شويد يعنى عمل خود را تنها براى او بجا آوريد و نسبت به او مخلص باشيد . آنگاه خطاب به رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم مىفرمايد : مخبتين را بشارت بده ، يعنى هر كس براى خدا در حج خود تسليم بوده و اخلاص داشته باشد از زمرهء مخبتين است . و آنگاه مخبتين را توصيف مىنمايد و مىفرمايد ايشان كسانى هستند كه قلبهايشان در برابر ذكر خدا خاشع است چون از عظمت و كبريايى مقام او بيمناكند و در برابر شدايد خويشتندار هستند و نماز را به پا مىدارند و خود را در موقف عبوديّت خدا قرار مىدهند و از آنچه روزى ايشان كردهايم انفاق مىكنند پس اين صفات چهارگانه اوصاف مخبتين است و همهء اين اعمال در حج تمثّل و تحقّق مىيابد .
( 36 )
( وَ الْبُدْنَ جَعَلْناها لَكُمْ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيها خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْها صَوافَّ فَإِذا وَجَبَتْ جُنُوبُها فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْقانِعَ وَ الْمُعْتَرَّ كَذلِكَ سَخَّرْناها لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ )
: ( و قربانيها را براى شما از جملهء مراسم حج قرار داديم كه خير شما نيز در آن است ، پس نام خدا را در حالتى كه برپا ايستادهاند بر آنها ياد كنيد و چون پهلو بر زمين نهادند ، از گوشتشان بخوريد و به فقير و سائل بخورانيد ، اين چنين ، حيوانات را مسخّر شما كرديم تا شايد شكر بجا آوريد )
( بدن ) يعنى شتر فربه و پر گوشت كه خداوند به اعتبار اينكه در راه خدا قربانى مىشود آن را از شعائر خوانده است .
( صوّاف ) جمع ( صافّه ) به معناى آن است كه حيوان ايستاده باشد و دستها و پاهايش برابر هم بوده و دستهايش بسته باشد .
و عبارت
( وَجَبَتْ جُنُوبُها )
يا به پهلو زمين افتادن كنايه از موت حيوان است .
و جمله
( فَكُلُوا مِنْها )
امر اباحى است كه ممنوعيّت را رفع مىكند و ( قانع ) يعنى فقيرى كه هر چه به او بدهند قناعت مىكند ، خواه درخواست هم بكند يا نه .
امّا ( معتر ) فقيرى است كه براى سؤال و درخواست حاجت نزد انسان بيايد .
به هر جهت مىفرمايد : ما شتر قربانى را از جمله شعائر قرار داديم و در آن براى شما