شد باشد ، اين مطلب را آيهء بعدى تأييد مىكند .
به هر جهت مىفرمايد اين افراد بدون علم حاصل از حجّت عقلى و بدون هدايت الهى كه تنها نصيب كسانى مىشود كه در بندگى و عبادت خدا خالص شدهاند و خداوند دلشان را به نور معرفت خود روشن كرده است - و بدون وحى الهى و از طريق نبوّت - كه طرق سهگانه به سوى مطلق علم هستند و اوّلى از راه عقل ، دومى از راه چشم و سومى از راه گوش حاصل مىشود - دربارهء خداوند و امورى كه بازگشت آن به صفات و افعال الهى است عقايد و سخنانى ابراز مىكنند و بر گفتههاى خود اصرار نيز مىورزند .
( 9 )
( ثانِيَ عِطْفِهِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُ فِي الدُّنْيا خِزْيٌ وَ نُذِيقُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَذابَ الْحَرِيقِ )
: ( اعراض و استكبار مىورزند تا مردم را از راه خدا گمراه كنند ، در اين دنيا ذلّت و خفّتى دارند و در قيامت عذاب سوزانى به آنها مىچشانيم )
( ثانى عطفه ) يعنى پهلويش را شكست كه اين سخن كنايه از روى گردانى و اعراض است .
پس حالت آن پيشوايان ضلالت و رؤساى مشركين به اين صورت است كه درباره خدا از روى جهل جدال مىكنند و از حق روى مىگردانند و استكبار مىورزند تا به اين وسيله مردم را گمراه كنند .
آنگاه خداوند در مقام تهديد ايشان برآمده و مىفرمايد ، آنها در دنيا خوارى و ذلّت و رسوائى خواهند داشت و در قيامت عذاب سوزان الهى به ايشان خواهد رسيد همانطور كه مشاهده شد ، سرانجام كار رؤساى قريش و سردمداران كفر به كجا انجاميد .
( 10 )
( ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ يَداكَ وَ أَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ )
: ( و گوييم اين عذاب به جهت اعماليست كه به دو دست خود پيش فرستادهايد و اينكه خداوند نسبت به بندگانش ستم پيشه نيست )
خطاب به آن پيشوايان گمراهى مىفرمايد : اين عذاب و خزى و خوارى به جهت همان اعماليست كه در دنيا مرتكب شديد و اين التفات از غيبت به خطاب براى دلالت بر ملامت و عتاب است .