عذاب به جهت آزمايش شماست كه تا مدّت مقرّر شده از عمر خود بهرهمند شويد )
يعنى خداوند به پيامبر دستور مىدهد كه بگويد هر چه به من وحى مىشود شامل توحيد و فروعات دين توحيد است . پس آيا بعد از اين همه حجّت و تبليغ و انذار ، در برابر آن تسليم و منقاد مىشويد ؟ در ادامه خطاب با پيامبر مىفرمايد ، اگر باز هم پشت كردند و ايمان نياوردند ، بگو من همهء شما را به طور يكسان خبر دادم و شما را بر حذر داشتم و هشدار دادم كه شما از اين اعمال و اعراضتان در خطر هستيد و نمىدانم كه اين خطر و تهديد چه زمانى واقع مىشود آيا وقوع آن نزديك است يا دور ؟
امّا آن طعنه و استهزائى كه شما آشكارا در مورد اسلام روا مىداريد يا پنهانى به كيد و مكر مىپردازيد ، خداوند نسبت به همه آنها آگاهى كامل دارد و لذا او مىداند كه شما چه زمانى مستحقّ وقوع عذاب هستيد و كيفيّت عقاب شما بدست خداست .
در ادامه مىفرمايد : من نمىدانم شايد مراد خداوند از اين هشدارى كه من بدان مأمور شدم اين باشد كه شما را آزمايش كند تا آنچه در باطن شماست بيرون كشيده و ظاهر سازد و تا مدّتى مهلت دهد كه شما از زندگى بهره ببريد و به اين وسيله شما را استدراج كند .
( 112 )
( قالَ رَبِّ احْكُمْ بِالْحَقِّ وَ رَبُّنَا الرَّحْمنُ الْمُسْتَعانُ عَلى ما تَصِفُونَ )
: ( گفت :
پروردگارا به حق داورى كن و پروردگار ما بسيار بخشنده است و در مورد آنچه شما مىگوييد او مددرسان ماست )
ظاهرا رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله و سلم بعد از اتمام حجّت و مخاصمه با كافران و پس از اعراض آنها ، روى از ايشان برگردانده و متوجه درگاه پروردگار شده و مىفرمايد خدايا به حق داورى كن و اين قيد ( بالحق ) قيد توضيحى است نه احترازى چون حكم خداى تعالى به جز حق نيست ، در واقع يعنى ، خدايا به حكم حقّ خودت بين ما داورى كن و حق را ظاهر نما و باطل را سركوب كن ، آنگاه مجددا رو به كفّار كرده و فرمودند : پروردگار ما بخشنده است و بر عليه گفتههاى باطل شما و اعراضتان بهترين ياور است و او از آنچه كه به ساحتش نسبت مىدهيد مبرّا و منزّه است .