( 46 )
( وَ لَئِنْ مَسَّتْهُمْ نَفْحَةٌ مِنْ عَذابِ رَبِّكَ لَيَقُولُنَّ يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ )
: ( اگر گوشهاى از عذاب پروردگارت به ايشان برسد ، هر آينه مىگويند : اى واى بر ما كه همگى ستمگر بودهايم )
يعنى انذار با آيات قرآن سودى به حال آنها ندارد ، بلكه ايشان محتاج شمّهاى از عذاب خدا هستند تا به بيچارگى و استيصال بيافتند ، آنوقت ايمان مىآورند و به اجبار به ظلم خود اعتراف مىكنند .
( 47 )
( وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَ إِنْ كانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنا بِها وَ كَفى بِنا حاسِبِينَ )
: ( در روز قيامت ميزانهاى دقيق را قرار مىدهيم و هيچ كسى اندكى ستم نبيند و اگر هم وزن دانهء خردلى باشد آن را محاسبه مىكنيم كه ما براى حسابرسى كفايت مىنمائيم . )
مىفرمايد : در روز قيامت براى محاسبهء اعمال خلايق ترازوهاى دقيق را نصب مىكنيم بگونهاى كه هيچ كسى ذرّهاى مورد ستم قرار نمىگيرد ، بلكه هر عمل اندك خوب يا بد ، حتى اگر هم وزن دانه خردلى باشد ، على رغم كوچكى ، آن را به حساب مىآوريم ( پس وزن يكى از شئون حساب است ) و هر نفسى بدانچه كرده پاداش كامل داده مىشود و خداوند در حسابرسى خلق كفايت مىكند چون او هيچ عمل كوچك و بزرگى را فروگذار نكرده و آن را به شمار مىآورد .
[ آيهء ( 77 - 48 ) اشاره به اينكه تورات ، فرقان و ضياء و ذكر است و بيان ماجراى ابراهيم با قومش ]
( 48 )
( وَ لَقَدْ آتَيْنا مُوسى وَ هارُونَ الْفُرْقانَ وَ ضِياءً وَ ذِكْراً لِلْمُتَّقِينَ )
: ( ما به موسى و هارون جدا كننده حق و باطل داديم ، و نور و آنچه باعث تذكّر پرهيزكاران بود )
( فرقان ) يعنى وسيله جدا كردن حق از باطل كه در اينجا مراد كتاب تورات است كه به وسيلهء آن حق از باطل و راه خدا از راههاى بشرى جدا مىگردد و نيز آن را به وصف نور بودن توصيف مىكند چون كتاب خدا همچون نورى مسير سعادت و رستگارى را مىنماياند و همچنين تورات شامل ذكر براى اهل تقواست يعنى شامل مواعظ و عبرتها و حكمتهايى است كه انسان پرهيزكار را به ياد خداوند تذكّر مىدهد ، لكن جز اهل تقوى سايرين از نور و ذكر اين معارف بهرهمند نمىشوند .