را يارى كنند و پناه دهند ، و ايشان از جانب ما نيز مساعدت و همراهى نمىشوند و چگونه خداوند بندگان مشركش را يارى كند و حال آنكه فرمود
( إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ
« 1 »
)
خداوند نمىآمرزد كه به او شرك ورزيده شود )
( 44 )
( بَلْ مَتَّعْنا هؤُلاءِ وَ آباءَهُمْ حَتَّى طالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ أَ فَلا يَرَوْنَ أَنَّا نَأْتِي الْأَرْضَ نَنْقُصُها مِنْ أَطْرافِها أَ فَهُمُ الْغالِبُونَ )
: ( بلكه ايشان و پدرانشان را بهرهمند ساختيم تا عمرشان طولانى شد ، مگر نمىبينند كه ما اين سرزمين را از اطرافش كاستى مىدهيم ، پس آيا ايشان چيره و غالبند ؟ )
مىفرمايد : بلكه ما اين مشركين و پدرانشان را از زندگى و تمتّعات دنيوى برخوردار نموديم و به آنها طول عمر داديم ، ليكن دچار غرور شدند و خدا را فراموش كردند و از عبادت او روى گرداندند و جامعه قريش همينگونه بود كه بعد از نياى خود اسماعيل عليه السّلام در حرم امن مكّه سكونت كردند و انواع نعمتها در اختيارشان بود ، امّا دين ابراهيم و اسماعيل عليه السّلام را فراموش كردند و بتپرست شدند آنگاه مىفرمايد : آيا نمىبينند كه ما از اطراف زمين مىكاهيم يعنى نمىبينند كه ما امم ساكن زمين را يكى پس از ديگرى منقرض مىكنيم و جمعيت زمين رو به كاستى مىنهد ؟ پس چرا اينها متنبّه نمىشوند و در نمىيابند كه اگر خداوند اراده هلاكت و انقراض آنها را بكند ، هرگز نمىتوانند مانع و جلوگير او شوند و امر خدا غلبه مىيابد .
( 45 )
( قُلْ إِنَّما أُنْذِرُكُمْ بِالْوَحْيِ وَ لا يَسْمَعُ الصُّمُّ الدُّعاءَ إِذا ما يُنْذَرُونَ )
: ( بگو ، همانا شما را با وحى بيم مىدهم ، در حالى كه ناشنوايان زمانيكه بيم داده شوند ، دعوت داعى را نمىشنوند )
يعنى آنچه من شما را بوسيلهء آن بيم مىدهم ، بدون هيچ ترديدى وحى الهى است و اگر در شما اثرى نمىگذارد و شما هدايت نمىشويد ، به جهت آنست كه شما همچون كران گوش خود را به روى حقيقت بستهايد و انذار را نمىشنويد ، پس نقص از ناحيهء شماست ، نه از ناحيهء قرآن .
هامش
( 1 ) . سورهء نساء ، آيهء 48 .