تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
ملائكه و ساير حيوانات نمىشود ، چون روح از امورى نيست كه متصّف به مرگ يا موت شود ، و موت يعنى فقدان حيات و آثار آن كه عبارت است از شعور و اراده ، كما اينكه معناى مفارقت نفس از بدن يا انتقال از سرايى به سراى ديگر از امورى است كه از نظر عقلى با مرگ حادث مىشود ، امّا هلاك يا بيهوشى غير از مرگ هستند اگر چه تا حدودى با آن منطبق مىگردند . ( 36 )
( وَ إِذا رَآكَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ يَتَّخِذُونَكَ إِلَّا هُزُواً أَ هذَا الَّذِي يَذْكُرُ آلِهَتَكُمْ وَ هُمْ بِذِكْرِ الرَّحْمنِ هُمْ كافِرُونَ )
: ( و زمانيكه كافران تو را ببينند ، جز به تمسخر نمىگيرند ، گويند : آيا اين است كه خدايتان را به زشتى ياد مىكند و آنان خودشان به ذكر خداى رحمان كافرند ) يعنى اين كافران جز مسخره كردن تو منظور ديگرى از رفت و آمد با تو ندارند و آنها به منظور استهزاء پيامبر و به منظور احترام خدايانشان ، با ذكر وصف به پيامبر اشاره كرده و گفتند : آيا اين است كه خداى شما را به بدى ياد مىكند ؟ چون پيامبر دربارهء خدايان آنها مىفرمود كه اين خدايان هيچ نفع و ضررى ندارند ، مشركين به تعصّب و حمايت از آلههء خود بر پيامبر خشم مىگرفتند و در برابر كلام حقّ او فقط استهزاء و اهانت مىكردند ، در حالى كه اينها شايسته بود دربارهء خداى رحمان تعصّب و غيرت به خرج دهند نه اينكه خودشان نسبت به ياد خدا كافر باشند و از آن روى بگردانند . بعضى مفسران « 1 » ( ذكر ) را به معناى قرآن دانسته‌اند بنابراين كفّار به قرآن احترام نمىگذاشتند و از آن دورى مىكردند و نسبت به آن كفر مىورزيدند . ( 37 )
( خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِيكُمْ آياتِي فَلا تَسْتَعْجِلُونِ )
: ( انسان از شتاب آفريده شده ، به زودى آياتم را به شما نشان مىدهم پس دربارهء آيات من عجله نكنيد ) مشركان علاوه بر كفر به دعوت پيامبر ، با استهزاء و تمسخر گويا متعرّض عذاب الهى شده‌اند و با اين اعمال خود ، در امر نزول عذاب تعجيل نموده‌اند و خداوند اين استهزاءهاى مكرر را ، استعجال عذاب شمرده و خبر داده كه به زودى آيات عذاب را
هامش
( 1 ) . تفسير مجمع البيان ، ج 7 ؛ و تفسير كشاف ، ج 3 .