كه هر كدام براى خود داراى فضايل و آثار جداگانهاى هستند و اين معنا مطابق با علم امروز است كه ثابت شده هر يك از اجرام عالم محسوس ، مركب از عناصرى متعدد و مشترك هستند كه عمرى معيّن و محدود دارند .
شايد هم مراد از ( رتق ) اين باشد كه چيزى از آسمان بر زمين نمىباريد و چيزى هم از زمين رو به آسمان نمىروييد و ما آسمان را گشوديم و باران بر زمين باريدن گرفت و در نتيجه زمين هم رويش آغاز كرد . كه در اين صورت با عبارت بعدى كه مىفرمايد ( هر چيزى را از آب زنده قرار داديم ) « 1 »
هماهنگى بيشترى دارد و در اين عبارت كلمه ( جعل ) به معناى خلق است يعنى آب در هستى موجودات زنده دخالت تام دارد و اين مسأله در علم امروز نيز به اثبات رسيده كه هر جا آب هست ، آثار حيات مشاهده مىشود و بالعكس . پس همه اين ادلّه ، براهين واضحى بر توحيد ربوبيّت خداوند هستند كه هر فرد عاقل منصفى را به تصديق وا مىدارند « 2 » .
( 31 )
( وَ جَعَلْنا فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِهِمْ وَ جَعَلْنا فِيها فِجاجاً سُبُلًا لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ )
: ( و در زمين كوههاى ثابت و استوار قرار داديم تا شما را نلرزاند و نيز در زمين درّهها و راهها نهاديم تا ايشان هدايت شوند )
مىفرمايد : ما در زمين كوههاى سنگين و استوارى قرار داديم تا زمين دچار اضطراب و نوسان نشود و انسانها بتوانند در روى آن زندگى كنند و ما در اين كوهها راههايى فراخ قرار داريم تا مردم به سوى مقاصد خود راه بيابند و بتوانند به اهداف خود برسند ، اين آيه چنانچه در علم امروز نيز به ثبوت رسيده ، دلالت مىكند كه وجود كوهها باعث آرامش زمين و عدم لرزش آن است و اگر كوهها نبودند قشر نازك رويهء زمين مضطرب
هامش
( 1 ) . همچنانكه در آيهء 45 سورهء نور مىفرمايد( وَ اللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِنْ ماءٍ، خداوند هر جنبدهاى را از آب آفريد .
( 2 ) . بعضى مفسران ( تفسير روح المعانى ) رتق آسمانها و زمين را به معناى عدم تمايز آنها در حالت عدم دانستهاند كه در اين صورت ( فتق ) به معناى وجود و تمايز بعد از عدم خواهد بود .