جاويدان باشند ؟ )
ظاهرا مشركان به خود دلخوشى مىدادند كه پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلم مىميرد و ايشان از دعوت او خلاص مىشوند و آلههء آنان از طعنههاى او نجات مىيابند ، امّا خداوند در جواب آنها مىفرمايد : ما براى هيچ پيامبرى قبل از تو نيز عمر جاودان قرار نداده بوديم ، البته تو خواهى مرد ، امّا ايشان هم مىميرند و مرگ تو سودى به حال ايشان ندارد ، نه آنها جاويد مىمانند و نه خودشان در مدت عمرشان از فتنه و امتحان الهى بر كنار مىشوند ، و در آخرت نيز از تحت قدرت و سلطنت خدا بيرون نخواهند بود ، بلكه در نهايت به سوى خدا باز مىگردند و خداوند به حساب جميع اعمالشان مىرسد .
( 35 )
( كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً وَ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ )
: ( همه نفوس چشندهء مرگ هستند ، و ما شما را براى امتحان ، دچار خير و شر مىكنيم و شما به سوى ما باز خواهيد گشت )
( نفس ) در هر چيزى به معناى همان چيزيست كه به آن اضافه مىشود ، پس ( نفس انسان ) يعنى خود انسان و ( موت ) يعنى نداشتن حيات ، و از آثار حيات شعور و اراده است و موت به بدن تعلّق مىگيرد نه به روح ، به هر جهت مىفرمايد : مرگ براى هر نفسى ، امرى حتمى و قطعى است و زندگى هر كس حياتى آزمايشى و امتحانيست كه در آن بشر را با فقر و نااميدى و عذاب و هجران و يا امور خوشايند مىآزماييم و معلوم است كه امتحان جنبهء مقدّمه دارد و غرض اصلى متوجه ذى المقدمه است . و لذا امر مقدّمى هرگز جاويدان نيست و بعد از هر امتحانى موقفى است كه در آن موقف نتيجهء امتحان معلوم مىشود ، پس براى هر صاحب حياتى مرگى است حتمى و بازگشتى است به سوى خداى سبحان تا در آن بازگشت دربارهء او داورى شود .
و در روايات مشهوره از قول على عليه السّلام آمده است كه : دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است . و در حديث ديگرى وارد شده كه خداوند عز و جل هنگامى كه بندهاى را دوست مىدارد ، او را در بلا غرق مىكند .
و از اين آيه آشكار مىشود كه مراد از نفس ، فقط انسان است ، نه غير او لذا آيه شامل