تحقّق شرط نيست .
( 30 )
( أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ كانَتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما وَ جَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَ فَلا يُؤْمِنُونَ )
: ( آيا كسانى كه كافرند نمىدانند كه آسمانها و زمين پيوسته بود و ما از هم بازشان كرديم و هر چيز زندهاى را از آب آفريديم ، پس آيا ايمان نمىآورند )
مراد از ( رؤيت ) علم فكرى است .
اين آيه و آيات سه گانه بعدى برهان بر توحيد ربوبيّت و تدبير عالم است و خلاصه آن اين است كه پارهاى از موجودات را كه خلقت ايشان آميخته با تدبير است ، برشمرده و نتيجه مىگيرد كه تدبير ، از خلقت منفك شدنى نيست و ضرورتا همان كسى كه اين موجودات را آفريده ، خود او مدّبر آنهاست .
پس مراد از ( الذين كفروا ) در اينجا بتپرستان هستند كه ميان خلقت و تدبير ، جدايى انداخته و خلقت را به خدا و تدبير را به آلههها نسبت دادهاند و خداوند توجّه ايشان را معطوف به موجوداتى نموده كه ميان خلقت و تدبير آنها جدايى تصوّر نمىشود ، مانند آسمان و زمين كه ابتداى خلقت يكپارچه بودهاند و خداى سبحان بعدا آنها را از يكديگر جدا كرده و چنين خلقتى از تدبير جدا نيست و چگونه ممكن است امر خلقت آنها بدست يك خدا باشد و امر جدا سازى و تدبيرشان بدست ديگران ؟ !
و ما به طور دائم جدا سازى و تجزيه مركبات زمينى و آسمانى را از يكديگر مشاهده مىكنيم و مىبينيم كه چگونه انواع نباتات از زمين و حيوانات از حيوانات ديگر جدا مىشوند و اجرام فلكى همه دستخوش تغيير و دگرگونى هستند و تمامى احكام مادّه در سراسر عالم جريان دارد ، همين مشاهدات كه مرتب جزئياتى از زمين جدا شده و به صورت تركيبات و مواليد جلوه مىكنند و همچنين مواليدى كه در جوّ پديد مىآيد ، ما را راهنمايى مىكند كه روزى همه اين موجودات منفصل و جداى از هم ، منظّم و متّصل به هم بودند و بعدا خداى تعالى آنها را ممتاز و مجزّا نموده و هر يك را تحت تدبيرى منّظم و متقن سامان داده به گونهاى كه موجوداتى بىشمار از درون هر يك پديد آورده