همدست سامرى بودهاند . و ضمير در عبارت ( فنسى ) بنا به گفته بعضى « 1 » مفسرين به موسى برمىگردد يعنى گفتند : اين معبود شما معبود موسى است اما موسى خودش اين معبود را فراموش كرده و با آنكه او اينجاست او به جستجوى آن به كوه طور رفته و بعضى ديگر ضمير آن را به سامرى ارجاع دادهاند . يعنى سامرى بعد از آنكه به پروردگار يكتا ايمان آورده بود ، او را فراموش كرد و عملى انجام داد كه قوم را گمراه ساخت .
( 89 )
( أَ فَلا يَرَوْنَ أَلَّا يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلًا وَ لا يَمْلِكُ لَهُمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً )
: ( آيا نمىديدند كه گوساله سخنى به آنها نمىگويد و برايشان سود و زيانى ندارد ؟ )
اين دسته از آيات گوساله پرستان را سرزنش و ملامت مىنمايد به اينكه چرا چيزى را پرستيدند كه مىديدند جوابگوى حاجاتشان نيست و دعايشان را مستجاب نمىكند و نمىتواند هيچ نفعى را متوجه ايشان نموده و يا ضرر و شرّى را از آنها دور كند ؟
و حال آنكه از ضروريات عقل آنست كه رب و معبود بايد بتواند دعاى عابد و پرستندهء خود را مستجاب كند و مالك نفع و ضررى براى او باشد .
( 90 )
( وَ لَقَدْ قالَ لَهُمْ هارُونُ مِنْ قَبْلُ يا قَوْمِ إِنَّما فُتِنْتُمْ بِهِ وَ إِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمنُ فَاتَّبِعُونِي وَ أَطِيعُوا أَمْرِي )
: ( و به تحقيق هارون قبلا به ايشان گفته بود ، اى قوم من همانا شما بوسيلهء اين گوساله به فتنه افتادهايد ، پروردگار شما فقط خداى رحمان است ، از من پيروى كنيد و مطيع فرمانم باشيد )
مجددا براى توبيخ آنها و تأكيد بر جرمشان مىفرمايد اينها گذشته از اينكه از حكم عقلشان پيروى نكردند ، به آنچه وصىّ پيامبرشان گفت ، نيز اعتنايى ننمودند ، چون او حقيقت امر را براى آنها باز گفت ، كه اين گوساله فتنه و وسيله آزمايشى است كه شما فريب آن را خوردهايد و پروردگارتان خداى عزّ و جلّ است و واجب است كه از من پيروى كنيد و مطيع امر من باشيد تا شما را هدايت كنم اما آنها سخن آن جناب را رد كردند و اعتنايى به گفتار حقّ او ننمودند .
هامش
( 1 ) . تفسير كشاف ، ج 3 .