تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
و پناهندگى خود را مشروط به
( إِنْ كُنْتَ تَقِيًّا )
نمود ، يعنى من از تو ، به خداوند رحمان پناه مىبرم ، اگر تو با تقوى باشى ، و چون تو بايد اهل تقوى باشى ، لذا همان تقواست كه بايد تو را از سوء قصد و تعرّض نسبت به من باز دارد ، و تقوى صفت نيكو و زيبايى است كه هر انسانى از اينكه آن را از خود نفى كند ، يا به نداشتن آن اعتراف نمايد ، كراهت دارد . بعضى مفسران « 1 » ، ( ان ) را نافيه دانسته‌اند ، يعنى معنا را چنين نموده‌اند كه ، تو تقوى ندارى ، چون بدون اجازه به خانه من در آمدى ، پس من از شرّ و سو قصد تو به خدا پناه مىبرم . ( 19 )
( قالَ إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا )
: ( گفت : من فرستاده پروردگار توام تا پسرى پاكيزه به تو عطا كنم ) ، اين آيه حكايت پاسخى است كه آن روح ( جبرئيل ) به حضرت مريم داد ، و گفت : من فرستادهء پروردگارت هستم تا به اين وسيله وحشت مريم زايل شود و بداند كه او فردى از بشر نيست و آنگاه به او گفت : من براى بشارت يك پسر شايسته و رشد يافته به رشدى نيكو و حسن نزد تو فرستاده شده‌ام و از لطافتهاى اين سوره آنست كه اين تعبير ( وهب ) در مورد بخشيدن يحيى به زكريّا و اسحاق و يعقوب به ابراهيم و هارون به موسى « 2 » نيز به كار رفته است كه سلام و درود الهى بر همه ايشان باد . ( 20 )
( قالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَ لَمْ أَكُ بَغِيًّا )
: ( مريم گفت : چگونه براى من پسرى باشد و حال آنكه هيچ بشرى مرا لمس نكرده و من زناكار نبوده‌ام ) ، مراد از ( مسّ بشر ) چون در مقابل ( بغى ) به معناى زنا به كار رفته ، نكاح مىباشد و استفهام اين آيه تعجّبى است كه مريم با شگفتى مىپرسد ، چگونه من صاحب پسر شوم ؟ با اينكه قبلا با هيچ مردى ازدواج نكرده‌ام نه از راه نكاح و نه از طريق زنا .
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 3 . ( 2 ) . هارون برادر موسى عليه السّلام است كه مورد مشورت و وزارت آن حضرت بوده و از وى پشتيبانى نموده و در امر او مشاركت داشته است . ( مترجم )
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 139 | فاطمه مشايخ / كمال مصطفى شاكر