تسبيح گوييد ) ، ( محراب ) را از اين جهت محراب گفتهاند كه شخصى كه در آنجا با عبادت متوجّه خدا گشته در حقيقت به جنگ و حرب باشيطان رفته و در اصل محراب به معناى مجلس اشراف است و ( ايحاء ) به معناى القاء به نفس به طور پنهانى و به سرعت مىباشد .
پس حضرت زكريّا از محراب عبادت خارج شد و به نزد قومش رفت و به آنها القاء كرد كه صبح و شام خدا را تسبيح و تنزيه نمايند .
( 12 )
( يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا )
: ( اى يحيى اين كتاب را با جدّ و جهد تمام بگير ، و در طفوليّت به او حكمت و فرزانگى بخشيديم ) ، مراد از ( اخذ كتاب بقوة ) تحقّق دادن معارف آن و عمل به دستورات و احكام آن است به نحو عنايت و اهتمام و ( حكم ) در اين آيه به معناى فهم و عقل و حكمت و معرفت است ، در آيه مذكور اختصار و ايجازگويى به كار رفته و تقدير كلام اين است كه : بعد از آنكه يحيى را به زكريّا داديم ، به يحيى گفتيم اين كتاب و امانت بزرگ را در دو جهت علم و عمل محكم بگير و كتاب مذكور احتمالا تورات بوده كه شامل معارف و شرايعى بوده است .
و در ادامه مىفرمايد ما به يحيى در دوران كودكى و قبل از بلوغ حكم يا علم به معارف حقّه الهيّه و كشف حقايق غيبى را اعطاء كرديم و حقايق غيبى اموريست كه پنهان از نظر عادى مردم بوده ، در پس پردهء غيب مستور است .
( 13 )
( وَ حَناناً مِنْ لَدُنَّا وَ زَكاةً وَ كانَ تَقِيًّا )
: ( و به او رحمت و محبتى از ناحيهء خود و پاكى بخشيديم و او پرهيزگار بود ) ، ( حنان ) به معناى عاطفه و شفقت نمودن است و ( زكات ) يعنى نمو صالح و شايسته ، ( تقى ) يعنى كسى كه ملتزم به اوامر الهى و ترك محارم و مناهى او باشد .
لذا خداوند به يحيى لطف و عنايت داشته و امور او را خودش اصلاح و سرپرستى نموده و به شأن او عنايت ورزيده و او هم در سايه عنايت الهى رشد و نموّ كرده و مجذوب پروردگار خويش است و مراد از رشد و نمو ، رشد روحى است و در آخر مىفرمايد : او پرهيزگار بود .