( 14 )
( وَ بَرًّا بِوالِدَيْهِ وَ لَمْ يَكُنْ جَبَّاراً عَصِيًّا )
: ( و با پدر و مادرش نيكوكار بود و سركش و نافرمان نبود ) ، ( برّ ) يعنى محسن و نيكوكار ، ( جبّار ) « 1 » يعنى كسى كه حقّى براى ديگران قائل نباشد و خواسته خود را بر سايرين تحميل كند ، ( عصّى ) يعنى عصيانگر و تجاوز پيشه .
بخش اوّل آيه رفتار حضرت يحيى عليه السّلام با پدر و مادر را حكايت مىكند و بخش دوّم رفتار او را نسبت به ساير مردم شرح مىدهد و حاصل معنا اين است كه آن حضرت نسبت به مردم ، مخصوصا پدر و مادرش ، رؤوف و رحيم و خيرخواه و متواضع بوده ، و ضعفاء را يارى مىنموده و افراد مستعد هدايت را راهنمايى مىكرده و ابدا از هدايت و نصيحت و خيرخواهى مردم امتناع نمىورزيده .
( 15 )
( وَ سَلامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ يَمُوتُ وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا )
: ( و سلام و درود بر او ، روزى كه تولّد يافت و روزى كه مىميرد و روزى كه زنده برانگيخته مىشود ) ، ( سلام ) يعنى امن و خالى بودن از هر چه مايهء ترس و كراهت است و اينكه سلام را نكره آورده براى دلالت بر تعظيم آن است .
مىفرمايد : در اين سه موضع سلامى عظيم و فخيم بر او باد كه اين ايّام هر يك ابتداى يكى از عوالم است ، يعنى روزى كه متولّد مىشود ، خداوند او را از هر مكروهى كه با سعادت دنيويش ناسازگار باشد ايمن نموده و روزى كه مىميرد و زندگى برزخى را شروع مىكند نيز او را قرين ايمنى و سلامت كرده و روزى كه دوباره زنده مىشود و به حقيقت حيات در عالم آخرت مىرسد او را سالم و ايمن كرده تا هرگز دچار تعب و اندوه نگردد .
بعضى مفسّران « 2 » ، قيد ( حيّا ) را دالّ بر اين دانستهاند كه آن حضرت شهيد از دنيا مىرود ، چون خداى متعال دربارهء شهداء فرموده
( بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ )
« 3 » ، ( بلكه زندهاند و نزد پروردگارشان روزى مىخورند ) .
هامش
( 1 ) . اين نام در مورد حضرت حق به معناى جبران كننده و پيوند دهنده است . ( مصحح )
( 2 ) . روح المعانى ، ج 16 .
( 3 ) . سوره آل عمران ، آيه 169 .