تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
حكم ، ملاك آن است و تأويل فعل ، مصلح وغايت حقيقى آنست وهكذا در هر امرى كه استعمال شود به تناسب آن فرق مىكند . پس آنچه خضر در تأويل آن وقايع سه گانه ذكر نمود ، در واقع سبب حقيقى وعلت آن وقايع بود ، نه آنچه موسى از ظاهر آن قضايا فهميده بود . از نكات ظريف اين آيه كه بعضى مفسرانبه آن اشاره كرده اند « 1 » ، ادب وتواضع جميلى است كه حضرت خضر در نسبت دادن امور به خود يا پروردگار به كار برده ، به اين صورت كه هر عملى كه خالى از نقص نبوده به خود نسبت داده ( فاردت أن اعييها ) و آنچه انتسابش هم به خود وهم به خدا جائز بوده به نحو متكلم مع الغير بيان كرده ( فاردنا ان يبدلهما ربهما . . . ) و آنچه مستقيما مربوط به ساحت ربوبى بوده ، فقط به خدا نسبت داده است ، ( فاراد ربك ان يبلغا أشدهما . . . ) . ( 83 ) ( ويسئلونك عن ذى القرنين قل ساتلوا عليكم منه ذكرا ) : ( از تو دربارهء ذى القرنيين مى پرسيند ، بگو به زودى براىشما از او خبرى خواهم خواند ) ، ظاهرا پرسش كننده اى دربارهء ذوالقرنيين از پيامبر صلى الله عليه وآله و سلم سؤال نموده وخداوند به نبى كريم خود مى فرمايد به آنها بگو : به زودى از او ، يعنى از ذوالقرنيي و يا از خداى تعالى قرآنى كه همان آيات بعديست برايتان مى خوانم . ( 84 ) ( انا مكنا له في الارض واتيناه من كل شيءسببا ) : ( ما به او در زمين تمكن داديم و از هر چيز وسيله اى عطا كرديم ) . ( 85 ) ( فاتبع سببا ) : ( وآنگاه راهى را دنبال كرد ) ( تمكين ) يعنى قدرت دادن و استقرار و ثبات بخشيدن به نحوى كه باعث شود آن چيز از محلش منفك نشود و هيچ مانعى مزاحم آن نباشد ، و ( سبب ) يعنى وسيله و ( ايتاء سبب از هر چيز ) يعنى هر چيزى كه معمولا مردم به وسيله آن به مقاصد مهم زندگى خويش نائل مى شوند ، از قبيل عقل و دين ونيروى بدنى وكثرت مال وحسن تدبير و لشكر و حسن و . . .
هامش
( 1 ) تفسير فخر رازى ، ج 21 .