تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
متعلق به مردم فقيرى بود كه بوسيلهء آن در دريا كسب معيشت مى نمودند و چون پادشاه ظالمى در آنجا بود كه هر كشتى سالمى را به زور تصرف مى كرد ، من خواستم كشتى آنها را معيوب كنم كه پادشاه به آن طمع نبندد و آن را تصرف نكند ، تا آن مردم فقير بتوانند بوسيلهء كشتى لقمه نانى بدست آورند . ( 80 ) ( و اما الغلام فكان ابواه مؤمنين فخشينا ان يرهقهما طغيانا وكفرا ) : ( و اما آن پسر ، پدر و مادرش مؤمن بودند ، ترسيدم كه آنها را به طغيان و إنكار دچار كند ) ، ( خشيت ) در اينجا به معناى پرهيز از روى رأفت و زحمت است نه به معناى تأثر قلبى و ترس ، چون انبياء الهى از هيچ كس جز خدا نمى ترسند ، ( و لا يخشون احدا إلا الله ) « 1 » . يعنى من از بيم اين كه اين پسر ، پدر و مادر خود را اغواء نموده و از راه تأثير روحى آنها را وادار به طغيان و كفر كند . او را كشتم ، وشايد هم طغيان و كفر به پسرك برگردد ، ( براى قطع ريشه هاى فساد بايد افرادى را كه مرتكب طغيان وكفر مى شوند به قتل رساند . اگر چه كودكى باشد البته هيچ كس جز انبياء عظام چنين علم واحاطه اى ندارد كه بداند كودكى در آينده كافر وطاغى مىشود و هيچ كس جز آنها اجازهء كشتن و از بين بردن او را ندارند ) . ( 81 ) ( فاردنا أن يبد لهما ربهما خيرا منه زكات واقرب رحما ) : ( پس اراده كرديم كه پروردگار شان پاكيزه تر ومهربانتر از او را به ايشان عوض دهد ) ، يعنى ايمان پدر و مادر نزد خدا محترم بوده وارزش داشته ولذا خداوند مى خواسته تا آنها فرزندى مؤمن وصالح داشته باشند كه نسبت به آنها مهربان بوده وصلهء رحم كند ، اما آن پسرك به موجب علم غيب الهى اقتضاء خلاف اين ( يعنى كفر وطغيان ) را داشته وخداوند امر فرموده كه خضر او را بكشد تا فزندى بهتر ، شايسته تر ومهربانتر از او به آنها بدهد « 2 » .
هامش
( 1 ) سورهء احزاب ، آيه 39 . ( 2 ) در تفسير عياشى از قول ابوبصير از امام صادق عليه السلام روايت كرده كه آن پدر و مادر بعد از مردن پسرشان ، صاحب دخترى شدند كه از نسل او هفتاد پيغمبر با واسطه به دنيا آمد .