تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
مىشود و او را به صورتى بى سابقه مىكند ) . ( 88 ) ( و أما من امن و عمل صالحا فله جزاء الحسنى وسنقول له من امرنا يسرا ) : ( و اما آنكس كه ايمان آورده و عمل شايسته نموده . پاداش نيك دارد واو را از فرمان خويش كارى آسان گوئيم ) . مفسران ( ظلم را در اين آيه به معناى ( شرك ) و ( تعذيب ) را عبارت از ( كشتن ) دانسته اند . اما نظر ما اين است كه ظلم اعم از شرك است . يعنى شامل فردى كه ايمان دارد و شركت نمى ورود . اما به جاى عمل صالح عمل فاسد به جا مى آورد ، نيز مىشود ، پس ظلم شامل فساد انگيزى در زمين نيز خواهد بود و از جانب ديگر تعذيب نيز اعم از قتل است وشامل ساير عذابها نيز مى گردد . به هر صورت ذوالقرنيين مى گويد : من ظالمان ومفسدان آنها را به وسيلهء قتل يا غير آن عذاب مى كنم و در آخرت نير بسوى پروردگارشان رجوع مى كنند واو ايشان را به نحوى بى سابقه و غير معهود كه ابدا انتظارش را ندارند ، عذاب مىكند . اما كسانى از ايشان را كه ايمان آورند و عمل شايسته انجام دهند براى آنها جزاى نيكو خواهد بود و ما به زودى از امر خود به آنها سخنى آسان مى گوئيم ، يعنى او امر تكليفى آسانى بر عهده ايشان وا مى گذاريم وتكاليف دشوار وشاق را بر آنها تحميل نمى كنيم . ( 89 ) ( ثم اتبع سببا ) : ( و آنگاه از راهى پيروى كرد ) . ( 90 ) ( حتى اذا بلغ مطلع الشمس وجدها تطلع على قوم لم تجعل لهم من دونها سترا ) : ( تا زمانيكه به محل طلوع آفتاب رسيد و آن را ديد كه بر قومى طلوع مىكند كه ايشان را در مقابل آفتاب پوششى نداده ايم ) ، مى فرمايد : در آنجا وسايلى براى سفر مهيا كرد و به سوى مشرق حركت نمود تا به صحرايى در جانب مشرق رسيد و در آنجا مردمى را ديد كه چيزى نداشتند كه خود را با آن از آفتاب بپوشانند ، يعنى به حدى از تمدن نرسيده بودند كه لباس وخانه و يا خيمه اى داشته باشند كه آنها را از آفتاب بپوشاند وخداوند اين علم و دريافت را به آنها عطا نكرده بود و آنها روى خاك زندگى