تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
( 82 ) ( و اما الجدار فكان لغلامين يتيمين في المدينة وكان تحته كنز لهما وكان ابوهما صالحا فاراد ربك أن يبلغا اشدهما ويستخرجا كنزهما رحمة من ربك و ما فعلته عن امرى ذلك تاويل ما لم تسطع عليه صبرا ) : ( و اما ديوار متعلق به دو پسر يتيم از اهالى شهر بود و گنجى از مال ايشان زير آن ديوار قرار داشت و پدر آنها مردى شايسته بود ، پروردگارت از روى رحمت اراده فرمود كه آن دو به سن رشد خود برسند و گنج خويش را بيروت آورند و من اين امر را از پيش خود نكردم ، اين است تعبير و حقيقت آنچيزى كه تو طاقت شكيبايى آن را نداشتى ) ، يعنى چون محفوظ ماندن گنج منوط به اقامهء ديوار بر روى آن بوده و خداوند به سبب رحمت بى منتهايش اراده كرده بود كه اين دو كودك يتيم به گنج خود « 1 » برسند ، لذا به خضر دستور داده شده كه آن ديوار را اصلاح كند وسبب برانگيخته شدن رحمت الهى ، همان صلاح و شايستگى پدر آن دو كودك يتيم بوده است . و در مورد ذخيره كردن وارث نهادن فرزندان كه در آينده موجب سعادت و خير آنها شود بحثهاى طولانى شده است ، اما اين آيه به دلالت دارد كه صلاحيت انسان گاهى در وارث او نيز اثر نيك مى گذارد « 2 » و باعث رسيدن خير و سعادت به ايشان مىشود و در آخرت حضرت خضر مى گويد : من اين امر را به دلخواه خودم انجام ندادم . بلكه به امر خداى سبحان بوده است و اين تأويل آنچيزهايى بود كه تو طالقت تحمل آن را نداشتى . تأويل يعنى حقيقتى كه هر چيزى ، در بردارندهء ومتضمن آنست و آنچه وجودش مبتنى بر آن وبازگشتش مؤكول به آنست مثلا تأويل خواب ، معنا وتعبير آنست وتأويل
هامش
( 1 ) در كتاب الدر المنثور از امام صادق ( ع ) نقل شده كه آن گنج از جنس طلا و نقره نبود ، بلكه چهار مطلب بر لوحى نوشته بوده ، 1 - كلمه توحيد ، 2 - چگونه كسى كه به مرگ يقين دارد مى خندد ؟ ، 3 - كسى كه يقين به حساب دارد هرگز خوشحال نمى گردد ، 4 - كسى كه به قدر يقين دارد جز از خدا نمى ترسد . ( 2 ) در تفسير عياشى ، جلد 2 ، ونيز در الدر االمنثور جلد 4 ، روايتى از امام صادق عليه السلام نقل شده كه اين معنا را تأييد مىكند .