ثانيا ) : وقتى موسى عليه السلام وعده داد كه مخالفت امر او را نمى كند ، به او امر نكرد كه به دنبال او روان شود ، بلكه او را آزاد گذاشت تا اگر خواست از وى پيروى كند .
ثالثا ) : به طور مطلق او را از پرسش نهى نكرد ، بلكه فرمود اگر بنا دارى كه از من پيروى كنى ، نبايد از من چيزى بپرسى .
( 71 ) ( فانطلقا حتى اذا ركبا في السفينة خرقها قال اخرقتها لتغرق اهلها لقد جئت شيئا امرا ) : ( پس برفتند و چون سوار كشتى شدند ، خضر آن را سوراخ كرد ، موسى گفت : آيا آن را سوارخ كردى تا مردمش را غرق كنى ، به تحقيق كه كار ناشايستى كردى ) ، ( امر ) يعنى بلاى عظيم ومصيبت بزرگ .
ظاهرا خضر و موسى بدون يوشع بن نون ، راهى شده وسوار بر كشتى مى شوند و در آنجا موسى مى بيند كه خضر كشتى را سوراخ مىكند و از آنجا كه عاقبت سوراخ كردن كشتى به غرق شدن آن منجر مىشود ، موسى با تعجب مى پرسد : آيا كشتى را سوراخ كردى تا سرنشينان آن را غرق سازى ؟ همانا كه اين امر يك بلاى بززگ وامرى عظيم است و به اين ترتيب موسى نتوانست تا از سئوال بيجاى خود جلوگيرى كند و نسبت به كار خضر اعتراض كرد .
( 72 ) ( قال الم اقل انك لن تستطيع معى صبرا ) : ( خضر فرمود : آيا به تو نگفتم كه تو نمى توانى در مصاحبت و همراهى با من خويشتندارى كنى ؟ ) ، با اين عبارت سؤال موسى را بى جا قلمداد كرده وگفتار سابق خود را به او ياد آورى مىكند ، چون سابقا به او گفته بود كه تو نمى توانى در كنار من و در مصاحبت با من صبر كنى وتحمل با من بودن را ندارى .
( 73 ) ( قال لا تؤاخذنى بما نسيت و لا ترهقنى من امرى عسرا ) : ( موسى گفت : مرا به سبب آنچه فراموش كردم ، بازخواست مكن وكارم را بر من سخت مگير ) ، ( رهق ) يعنى احاطه وتسلط به قهر و زور و ( إرهاق ) يعنى تكليف نمودن اين جمله در حكم عذر خواهى موسى عليه السلام از جانب خضر عليه السلام است كه مى گويد : مرا از بابت اينكه از وعده ام
ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحة 114
مساهمون: فاطمه مشايخ
ص١١٤