حسن صباح بدرجهء شهادت رسيد ، چنانچه درين اوراق سمت گزارش « 1 » يافت ، رحمة اللّه عليه .
ذكر آمدن ابو جعفر سلطان علاء الدين بن مجد الدوله كالنجار به يزد و عماراتى كه در زمان دولت آن پادشاه و فرزندان او در آن بلدهء فردوس مانند ساخته شده
قبل ازين ديباچهء سخنسرائى را بدستيارى كلك قضيهپرداز بدينگونه آرايش داد كه چون سلطان علاء الدوله با حرم خود ارسلان خاتون و خدم [
a
60 ] و خزينه و لشكر به يزد آمد [ يزد ] از مقدم همايون آن پادشاه عاليمقام رونقى ديگر گرفت و مردم در زمان دولت او مرفه الحال بودند . و حرم سلطان ، ارسلان خاتون صالحهء پاك اعتقاد بود و پيوسته مردم را لباسها پوشانيده هر روز دو مرتبه شيلان داشتى : يكى خاص و يكى عام ، و مردم را بتكلف تمام بر سر شيلان طلب داشتى . چنان كه آوردهاند كه ملازمان او در سربازارها مردم را به تكليف بشيلان طلب ميكردندى .
در محلهء شهرستان مسجدى عالى بنا فرمود و الحال كه سنهء تسع و سبعين و الف هجرى است از آن مسجد اثرى نمانده .
و ارسلان خاتون [ در ] در ده مسجدى عالى بنا فرمود و بر پهلوى مسجد منارى عظيم بساخت و اول منارى كه در يزد ساخته شد آن بود ، و آن منار قايم بود تا در سنهء اثنى و ثلثين و ثمانمائه بيفتاد و گزندى باحدى نرسانيد ، و آن مسجد الحال داخل مسجد جامع كبير است و بعضى از آن خراب گرديده .
و سلطان علاء الدوله عليه الرحمه در محلهء شهرستان طرح مدرسهء عالى بينداخت و دو منار بر درگاه مدرسه بساخت و به جهت مدفن خود گنبدى عالى باتمام رسانيد و الحال آن مدرسه به دو مناره شهرت يافته و سلطان علاء الدوله [
b
60 ] در اندرون آن گنبد مدفون است و بناى آن مدرسه در سال پانصد و سيزده بود و آن مدرسه
هامش
( 1 ) - اصل : گذارش