تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
فرمان بفرزندان خود ميدهى و در امور مملكت بر سبيل استبداد و استقلال دخل ميكنى ، اگر دست ازين طريقه ندارى بفرمايم كه دوات از پيش و دستار از سر تو بردارند . خواجه در جواب گفت كه كارسازان قضا و قدر دوات و دستار مرا بافسر و ديهيم سلطان باز بسته‌اند و ميان اين چهار جنس مختلفه ملازمت ثابت كرده استقامت آن بسلامت اين منوطست و قوام آن بنظام اين مربوط ، جماعت ناقلان به جهت تهييج مواد فساد كلمات موحش بر آن افزوده بعرض سلطان رسانيدند ، بيت :
بدانديش بر خرده چون دست يافت * درون بزرگان به آتش بتافت بخرده توان آتش افروختن * پس آنگه درخت كهن سوختن
سلطان از جواب خواجه در خشم شده فرمان داد كه تاج الملك قمى كه صاحب ديوان تركان خاتون بود [ و ] با مشاراليه شيوهء معادات ميورزيد تحقيق مهمات [
b
40 ] و عمل كرد خواجه نمايد . و در خلال اين احوال سلطان ملكشاه عازم بغداد شد و خواجه نظام الملك در عقب روان گشت و خواجه چون بنهاوند رسيد يكى از فدائيان بسعى تاج الملك و خواجه حسن صباح خواجه را بدرجهء شهادت رسانيد ، چنانچه عنقريب در ضمن شرح حالات آن وزير عديم النظير سمت تحرير خواهد يافت ، ان شاء اللّه وحده العزيز . و بالجمله چون سلطان ملكشاه در اربع و عشرين شهر رمضان سنهء خمس و ثمانين [ و اربعمائة ] هجرى ببغداد رسيد زمام حل و عقد امور سلطنت به كف كفايت تاج الملك نهاده منصب وزارت را به او تفويض فرمود و خود به شكار رفته در سوم شوال سال مذكور در شكارگاه مريض گشت و به بغداد معاودت فرموده فصد كرد ، چون فصد ناقص واقع شده بود مرض روى در تزايد نهاده روز بروز زحمت اشتداد يافت تا در منتصف ماه مذكور از سراى فانى بدار باقى انتقال فرموده برحمت ايزدى و اصل شد و اين واقعهء هايله بعد از واقعهء خواجه نظام الملك بهجده روز واقع شد و معزى درين باب گفته ، بيت :
رفت در يك مه بفردوس برين دستور پير « 1 » * شاه برنا از پى او رفت در ماه دگر
هامش
( 1 ) - اصل : پر .