تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
جهانگشاى مرزا مظفر الدين جهانشاه ببرج شرف رسيده و تمامى ممالك آذربايجان و سواحل درياى عمان و ارمن و گرجستان آن پادشاه نافذ فرمان را مسخر گرديده و جميع سرداران اطراف و گردنكشان اكناف اطاعت حكم و نشان او نموده‌اند و شرايط فرمان [
a
143 ] بردارى و لوازم خراج‌گزارى بجا آورده بالتفات و عنايتش مفتخر و سرفراز گشته‌اند و با چند تومان از سپاه جرار بعزم تسخير عراق بحوالى قم نزول اجلال فرموده و مرزا ابو القاسم بابر با فوجى كثير از بىباكان فتنه‌انگيز بانديشهء رزم آن شير بيشهء ستيز از مازندران بيرون آمده بحوالى دامغان رسيده است . مرزا سلطان محمّد از استماع اين اخبار مانند ماهى در شبكهء اضطراب افتاد و در دفع دشمنان با مقربان بساط مشورت گسترده راى همگى بر آن قرار يافت كه نخست بدفع برادر نامهربان مرزا ابو القاسم بابر كه دشمن خانگى است « 1 » پردازند . بنابر صلاح ديد امرا مرزا سلطان محمّد با فوجى از سپاه ظفر پناه متوجه رزم برادر گشته در موضع چناران « 2 » آن دو سپاه شوكت دستگاه مانند ابر بهاران جوشان و خروشان بهم رسيدند و بصرصر حمله نيران مصاف تيز گردانيدند . مرزا سلطان محمّد در آن روز تيغ جلادت آخته و بنفس نفيس بر سپاه خراسان تاخته . بيت
بهرسو كه تيغ و سنان برفراخت * سر و سينهء خصم را خورد ساخت
و مرزا ابو القاسم بابر نيز صداى گيرودار در معركهء كارزار انداخت . بيت
بتير و سنان و بشمشير تيز * برآورد از دشمنان رستخيز
مقارن آن حال شهريار شجاعت آثار مرزا سلطان [
b
143 ] محمّد بر قلب لشكر خراسان حمله آورد . عساكر نصرت نشان خراسان آن جناب را در ميان گرفتند و نگذاشتند كه عراقيان بموكب همايون پيوند [ ند ] .
هامش
( 1 ) - اصل : دشمس خانكيت ( 2 ) - اصل : ضاران
جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 199 | ايرج افشار / محمد مفيد مستوفى بافقى