تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
كشيدند و شاهزاده سوار شده داخل دار السلطنهء اصفهان گرديدند و بدولت و اقبال بر مسند اجلال تكيه زدند . در آن حين فصل زمستان بپايان رسيد و سلطان ربيع فضاى بساتين را بانواع ازهار و رياحين آراسته گردانيد . هزاردستان بصدهزار زبان صداى عيش و عشرت در داد و گل جلوه‌كنان بر او رنگ فيروزه رنگ نشسته [ و ] نرگس قدح زرين بر كف نهاد و شاهزادهء عاليجاه به جهت جلوس بر او رنگ سلطنت اشاره نمود كه فراشان چابك‌دست در باغات اصفهان كه باعتدال هوا و نزاهت فضا و طراوت گلزار « 1 » و نضارت « 2 » اشجار از باغات ساير بلاد امتياز دارند قبهء خرگاه باوج مهر و ماه برافراختند و مهندسان شيرين كار چهار طاقهاى سپهر آثار مزين بتكلفات بسيار مهيا ساختند . پيشه‌وران هنرمند هريك مناسب حرفهء خويش تعبيه‌ها [ ئى ] در غايت غرابت بر روى كار آوردند و حكم عالى صدور يافت كه صغير و كبير و برنا و پير بساط عيش گسترده در باغات حاضر گردند . و مرزا سلطان محمّد [
b
142 ] در ايوان سلطنت به مجلس بزم و عشرت تكيه زده از دست ساقيان زهر [ ه ] جبين شر [ ا ] بىصافىتر از ماء معين دركشيده نقش غم از لوح دل بسترد و از تاب آفتاب شراب گلزار « 3 » عارض ساقى پر از لالهء سيراب مينمود . مغنيان نغمه‌ساز و سازندگان خوش‌آواز بنغمات دلگشا [ ى ] فرح‌افزا آسودگان عرصهء زمين را برقص آوردند و خوانسالاران « 4 » بارگاه سلطنت آشيان انواع اطعمهء گوناگون از هرچه در حوصلهء خيال گنجد افزون مهيا و آماده كردند . در آن اثنا روزگار ناسازگار عادت ديرينهء خويش بظهور رسانيد و صرصر فتنه در اهتزاز آمده آن جشن را بماتم و عيش را بغم مبدل گردانيد . تبيين اين بيان آنكه منهيان بسان برق و باد از جوانب ممالك رسيده خبر دادند كه مرزا علاء الدوله از جانب خراسان عنان يكران بجانب دار العبادهء يزد انعطاف داده و والى يزد سپر ممانعت بر روى كشيده بعد از كشش و كوشش بيشمار مرزا علاء الدوله بر آن خطه استيلا يافته لواى سلطنت برافراخته است و ماهچهء لواى
هامش
( 1 ) - اصل : گلذار ( 2 ) - اصل : نظارت ( 3 ) - اصل : گلذار ( 4 ) - اصل : خوانسالاران