تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦

گفتار در بيان معاودت شاهزادهء عالى گهر مرزا سلطان محمد بجانب دار السلطنهء اصفهان بتقدير ملك منان

چون امور مهمات بر طبق دلخواه ملازمان آستان شاهزادهء عالميان ساخته و پرداخته شد رأى عالم‌آراى پادشاه كشورگشاى بر مراجعت قرار گرفت و در اوايل ميزان كه نسايم خزان بجانب باغ و بستان در اهتزاز آمده اوزان ليل و نهار سمت اعتدال پذيرفت مهر سپهر شهريارى رايت نهضت بصوب خطهء اصفهان برافراخت و از يمن مقدم هميون آن ولايت را رشك فضاى گلستان ساخت و روزى چند بساط عشرت و نشاط گسترده در غايت [
a
141 ] دولت و كامرانى بتجرع اقداح راح ريحانى پرداخت . در آن اثنا جمعى از امرا معروض داشتند كه مرزا علاء الدوله در هرات بدون استعداد و قابليت ملك دارى لواى شاهى افراخته همواره بعيش و نشاط مشغول [ است ] و از دور و نزديك خبر ندارد . مناسب چنان مينمايد كه پادشاه ملك‌ستان كمند همت بر بروج آن ولايت انداخته بدستيارى جنود اقبال مسخر سازد . اما نخست بايد كه ساكنان عراق و فارس و كرمان مبلغى برسم مدد خرج عساكر نصرت شعار بخزانهء عامره رسانند . اين سخن چون سكهء دراهم بر لوح سينهء شاهزاده نقش گرفته مبلغى خطير بر مملكتى كه در تحت تصرف وكلاى شاهزاده بود مقرر گرديد . از آن جمله مبلغ هفتصد تومان كپكى رسد بدار السلطنهء يزد رسيد . خواجه جلال الدين مرشد دبير مدبر اين امور گشت و از اصفهان به يزد آمده سرشمار و خانه‌شمار [ ] و بلوحات ؟ ؟ ؟ « 1 » كرده مقرر شد كه هر نفر مبلغ بيست دينار كپكى مهمسازى كنند . محصلان شديد از خدا بىخبر جلاد طبيعت از اصفهان به يزد آمده بمطالبهء آن وجه عجزه و رعايا را در شكنجه كشيدند و در عرض يك ماه اخذ كرده بخزانهء عامره رسانيدند .
هامش
( 1 ) كذا در اصل ، شايد : ما لوجهات
جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 196 | ايرج افشار / محمد مفيد مستوفى بافقى