بخرمى و خوشى اين سراى ميمون را * بسال هشصد و عشرين ثلاث « 1 » كرد تمام
گفتار در بيان حال امير جلال الدين خضر شاه
سيد مشاراليه در نهايت تمول و صاحب خيرات بود و بنوازش و ترفيه حال درويشان و مستحقان پيوسته قيام مينمود و در خط « 2 » و انشا از امثال و اقران امتياز تمام داشت و سلاطين و حكام « 3 » او را معزز ميداشتند .
و در عمارات و بقاع الخير اهتمام تمام بجا مىآورد و در كوچهء بهروك كه اكنون به « چهار [
a
135 ] منار » اشتهار يافته ساكن بود .
در سنهء تسع و اربعين و ثمانمائه در محلهء مذكور طرح مسجد جمعهء جديد انداخت و جماعت خانهء عالى بنا فرموده باتمام رسانيد و در صحن مسجد پاياپى بر سر آب گرد فرامرز حفر نمود .
و مزرع بهاديناباد حوالى اردكان و بسيار حقابه و باغات و اراضى در اهرستان و تفت قهستان خريده بر مسجد مزبور وقف فرمود و حاصل آنها را كه قريب پنجاه و پنج تومان مىشود در وجه وظيفهء طلبهء علوم و مرسوم حفاط كلام ملك علام و مؤذنان و خدام مقرر كرد و مبلغى به جهت اطعام فقرا و مسكينان تعيين نمود .
و بسبب دخل جمعى از اولاد آن جناب كه خود را متولى شرعى ميدانند و تمامى حاصل بمصارف غير مقرر صرف مينمايند مسجد رو به خرابى آورده و چراغش خاموش و از مجالست علما و عباد محروم مانده .
و سيادت پناه مير عسكر خضر شاهى كه خود را از جملهء اولاد سيد مومى اليه ميداند بامر توليت اشتغال دارد و در زمان حيات آن جناب هر صبح و شام طعام بمستحقان داده « نقارهء مرشدى » بنوازش درمىآوردهاند و در هر شب جمعه علما و فضلا و حفاظ كلام ملك العلام و مؤذنان خوشآواز را در مسجد مذكور جمعه آورده به انواع
هامش
( 1 ) - اصل : بيست ( تاريخ يزد جعفرى : سه . تصحيح از تاريخ جديد يزد )
( 2 ) - اصل : حفظ
( 3 ) - اصل : حكوم