نزديك مىرساند كه امير جلال الدين چقماق در سنهء احدى و ثلين و ثمانمائه در اندرون قلعهء مباركه كه محل سكنى حكام « 1 » بود چهار صفه و طنبى و شاهنشين و ديوانخانهء بغايت رفيع بنا فرمود و به جهت هريك از وكلاى عظام و ملازمان كرام عمارات عاليه تمام به طلا و لاجورد باتمام رسانيد .
چون بنان قلم بذكر بيان قلعهء مباركه بازپرداخت مؤلف اين رساله لازم ديد كه حكايتى كه از راويان اخبار استماع نموده در حيز تحرير آورد .
حكايت
واقفان اخبار نو و كهن و عارفان بلاغت شعار سخن چنين روايت كردهاند كه بسبب بعضى واقعات كه ان شاء اللّه تعالى در ذيل اين صحيفه بدستيارى طوطى شيرينزبان قلم شكرريز خواهد گرديد -
نواب خاقان رضوان مكان عليين آشيان افتخار سلاطين زمان سلطان شاه عباس ماضى صفوى بهادرخان بتخريب قلعهء مباركه امر فرمود و مدتى بر آن گذشته « 2 » تمامى عمارات عاليه كه در رفعت هريك با خيمهء سپهر لاف برابرى و با فلك مينا - رنگ دعوى همسرى ميكردند بطريق گنج قارون در زمين نهان [
b
127 ] و از نظر بينندگان پنهان گشتند . جوانى از طايفهء شاملو كه در ايام قلعهدارى على قليخان و مخالفت مخالفان بموجب حديث صحيح كه « استر ذهبك و ذهابك و مذهبك « 3 » » بدره [ اى ] مملو از درهم كه انيس دل دلفگار و باعث عزت و اعتبار او بود از بيم اغيار در بردى ( كذا ) كه مقام و مسكن و محل قرار او بود در گنجينه نهان ساخت و بعد از فتور و شورش و استيلاى مخالفان فرصت برداشتن نيافته فرار برقرار اختيار نمود و متوجه دار الملك شد و مدتى بىسر و سامان در ولايت فارس بسر برده روزى بشب و شبى به روز مىآورد و بغم ميسوخت و ميساخت و بدين بيت ترنم مينمود :
بيت
سوختم بىتو ندانم كه اسيران فراق * با چنين آتش جانسوز چهسان ساختهاند
هامش
( 1 ) - اصل : حكوم
( 2 ) - ظاهرا : نگذشته
( 3 ) - اصل : مرهبك