مستغلات « 1 » در وجه مدرس و خطيب و مؤذن و ساير خدام مسجد چقماقيه [
b
128 ] و به جهت اخراجات اطعام فقرا .
از آن جمله آنچه اكنون نام وقف بر آن مانده موازى نه روز شبان از قريهء بدرآباد ميبد و حمام محلهء ميرچقماق و حمام مقابل مسجد جامع كبير و بازارچهء خان واقعه در قريهء تفت است كه حاصل هر ساله قريب مبلغ يكصد تومان مىشود كه عشر آن اخراجات اطعام فقرا و مرسوم خادم شده تتمهء ديگر مصرف صرف مىشود ( ؟ ) .
و ساير موقوفات سركار مذكور كه از آن جمله ده محمّد حوالى طبس است و اشياء يوسف خليل و بسيارى از املاك و رقبات كه اوقاف سركار مذكور كه بعنوان ملكيت متغلبه در تصرف دارند و مسجد از رونق افتاده مشرف بر خرابى است و امير مرحوم مزبور « 2 » توليت مسجد و خانقاه را بخلف ارجمند سعادتمند خود امير شمس الدين محمّد ميرك و بعد ازو بفرزندان او نسلا بعد نسل مقرر فرمود و اليوم كه سنهء تسع و سبعين بعد الف است جمعى ماندهاند در كمال پريشانى و بدست روزگار گرفتار .
ذكر عمارات فرزندان و متعلقان امير جلال الدين چقماق
خلاصه توصيف اين عمارات دلپذير كه زبان كلك منشيان بىنظير « 3 » در تعريفش بتكرار آيهء
« صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ »
اشتغال دارند آنكه امير شمس الدين محمّد ميرك خلف ارجمند امير جلال الدين چقماق در اندرون قلعهء مباركه عمارتى عالى ساخته و طنبى مدور منقش با طلا و لاجورد تزيين كرد و جامهاى آبگينهء الوان نصب كرده [
a
129 ] بود و آن طنبى را منسوب ساخته بودند القران ( كذا ) و در زمان او هر يوم بتلاوت كلام ملك منان اشتغال مىنمودند .
و بر بيرون دروازه به كنار ميدان سعادت كه كميت بادپاى كلك بيان در تقرير تعريفش از تكوپو مانده مىشود و اكنون بميدان قلعه اشتهار يافته باغى
هامش
( 1 ) - اصل : مستولات ( حدس از آقاى مجتبى مينوى )
( 2 ) - اصل : مذبور
( 3 ) - اصل : نذير