تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
مجملا بعد از مدتى بخطهء يزد مراجعت نمود و با دل خراب بقلعهء ويران رفت و بهر طرف رفته و انگشت عبرت بدندان گرفته ميگرديد . اتفاقا شاهباز بلندپرواز نظرش بمكانى كه منزل و مأواى او بود بال همت گشوده ديد كه آن عمارت با خاك فنا بر پهلوى استراحت غنوده : با خود انديشيد كه هرچند معشوق بىوفا بدست اغيار پرجفا افتاده و سررشتهء عاشق‌نوازى از دست داده بارى بديدن مكان او خاطر خود شاد ميتوان كرد . بهزار مشقت با دل غمناك بر آن كوه خاك برآمده دست همت دراز كرد كه جايگاه مطلوب را زيارت كند . بعد از چندين سال [
a
128 ] دست عاشق حيران بگريبان معشوق درآمده چون جان عزيز در آغوشش كشيد و با دل خرم « 1 » و خاطر شاد از آن غم‌آباد بيرون آمد و آن وجه را سرمايهء اعتبار خود ساخته از رنج محنت آزاد گرديد .

ذكر بقيهء عمارت امير جلال الدين چقماق

در تواريخ قديم و جديد يزد مسطور است كه در مقابل مسجد جامع كبير كاروانسرائى خراب بود از جملهء اوقاف رشيدى كه در هنگام آبادى سمساران در آنجا قماش ميفروختند . امير جلال الدين چقماق از متولى [ ] با جارهء نود ساله گرفت و طرح حمام انداخت و بدستيارى استادان چابك‌دست و [ معماران ] حاذق در اندك روزى باتمام رسانيد و مسلخ و اندرون و خلوات بكاشى الوان مزين گردانيد و از سنگ مرمر فرش گسترد و درگاه عالى كه با طاق كسرى گردن افراشتى بر در حمام ساخت و القاب حضرت خاقان منصور شاهرخ مرزا و تاريخ اتمام در كتابه بكاشى ثبت فرمود و بر در حمام تالارى مانند خيمهء كبود فلك از چوب منقش به پا افراشت و دو ستون از سنگ مرمر تراشيده در زير ستون تالار گذاشت و اكنون آن دو ستون بميل اسكندر مشهور گشته . و اتمام حمام در سنهء [ ] بود . و امير مرحوم مغفور طلبا لمرضاته وقف فرمود بسيارى از املاك و رقبات و
هامش
( 1 ) - اصل : خورم