مشجر كه رشك روضهء رضوان بود بساخت و در ميان باغ قصرى كه با قصر فلك دوار برابرى ميكرد بنا فرمود .
و در جنب باغ مذكور امير الياس ولد امير معظم [ اليه ] باغى مشجر نيكو ساخته و الحال از آن باغات اثرى باقى نمانده .
و عصمت پناه مرحومه بيكه سلطان بنت شاهزاده بايسنغر كه حرم محترم امير جلال الدين چقماق بود بقرب باغات مذكوره باغى مشجر نيكو ساخته و ساباطى عالى بر درگاه باغ برافراخته و اكنون تمام باغات خراب شده و بجاى باغات خانهها ساختهاند و مشهور گرديده به باغ مكرانيان و [ در ] بعضى از زمين باغات جماعت كچ و مكران ساكنند .
و مرحومهء مغفوره بىبى فاطمه خاتون غفر اللّه لها كه حرم امير معظم اليه بود كتابهء صفه و گنبد مسجد چقماقيه را سورهء سجده « 1 » به خط مولانا [ ى ] سعيد مولانا شمس الدين محمّد شاه حكيم كه ياقوت زمان بود ثبت فرمود .
و در سنهء احدى و اربعين و ثمانمائه در محلهء سرآب نوخديع ؟ ؟ ؟ ( كذا ) يزد كه اكنون بآسياى شيخ داد اشتهار يافته ساخته [
b
129 ] كه چشم تيزبين فلك از مشاهدهء گردش آن خيره مانده و دايم الاوقات داير و نزديكترين آسياهاى شهر است .
و بقرب بازار محلهء مير چقماق در حوالى خانقاه امير معظم اليه گنبدى به جهت مدفن خود بنا فرمود و بكاشى الوان « 1 » مزين كرد و مرحومه مذكوره در آنجا مدفون است و همين آسيا را بر بقعهء خود وقف فرمود و حاصل آن هر ساله مقدار هشتصد من به وزن شاه آرد گندم است كه يك درم صرف بقعهء مذكوره نميشود .
و نيز عفت پناه مشاراليها سطح مسجد جامع كبير را سنگ مرمر تراشيده بگسترد و دو ستون از مرمر در دو جانب صفه نصب فرمود و ستون بكاشى تراشيده بر بالاى آن مرتب ساخت .
و منبر خطيب مسجد مذكور كه از چوب بود برداشت و در عوض آن از كاشى الوان « 2 » كرد .
هامش
( 1 ) - اصل : سحره
( 2 ) - اصل : ايوان