و در جنب قنادخانه معمار همت عاليش در سنهء ثلثين و ثمانمائه [
b
126 ] خانقاهى بغايت رفيع بنا فرمود و باتمام آن موفق گرديد و چون خرابى آن به حد كمال رسيد حضرت غفران پناه الواصل الى رحمة اللّه الولى صفى قلى بيك وزير دار العبادهء يزد در سنهء ست و ستين و الف خانقاه مزبور « 1 » را تعمير كرده كاروانسرائى ساخت و الحال در تصرف وكلاى عظام مومى اليه است .
و در مقابل مسجد امير عادل سقايهخانه و چاه آب سردى كه مضمون آيهء وافى هدائهء
وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً »
از آشاميدن آب آن بر زبانها جاريست احداث فرمود و دوازده دكان كه گوى رونق از بروج اثنى عشريه بردى داير كرد و تمام بازار و سقايه و گنبد به طلا و لاجورد منقش و بكاشى الوان مزين فرمود و القاب خاقان منصور شاهرخ مرزا و ذكر بانى و تاريخ اتمام بكاشى ثبت نمود و اكنون سقايه و بازار مسكن لوطيان بىسر و پا و قماربازان بى خبر از فكر خدا گرديده ، چنانچه قائل گفته ، مصراع :
« اگر مسجد به جائى ميرسد ميخانه خواهد شد »
آن موضع شريف از نكبت آن سكنه و بلوث خباثت و شغل ناشايست آن طبقه كثيف گشته و چنان [ سقايه كه با ] سقاية الحاج لاف هم منزلى ميزد و چاهى كه با چاه زمزم چشم برابرى ميداشت و بازارى كه از گرم سودائى او بازار منا در رشك مىبود از بدنقشى روزگار به « قمارخانه » موسوم گرديده اميد كه بمقتضى « كل شىء يرجع الى اصله » بنام اصلى خود برگشته از ننگ [
a
127 ] اين بدنامى بيرون آيد .
بيان عمارتى كه معمار همت امير نيكو ضمير امير جلال الدين چقماق در قلعهء مباركه ساخته
قلعه گشايان انجمن معانى كمند انديشهء سخن را بكنگرهء بروج ؟ ؟ ؟ تفكر انداخته و بدستيارى جنود اقبال مسخر و شرح مفتاح آن را معروض اهالى دور و
هامش
( 1 ) - اصل : مذبور