و در مقابل درگاه جنوبى چند خانه بخريد و خانقاهى عالى بساخت موسوم به بقعهء دار الغربا و آشى هر روزه جهت درويشان و غربا تعيين فرمود و املاك و رقبات بسيار خريده وقف كرد .
و اكنون كه سنهء تسع و سبعين و الف هجرى است اثرى از عمارات دار الغربا و خانقاه نمانده و تمامى املاك و رقبات كه بر آنها وقف بوده نشانى از آنها باقى نيست .
و چون عمارت دار الفتح از چوب بود و استادان صناع صور شير و ببر و اقسام جانوران بر سر هر ستونى « 1 » ساخته و به طلا و لاجورد تزيين كرده بمرور ايام خرابى به آن راه يافته بود در زمان سلطنت و فرمانروائى پادشاه اسلام ، ماه جهانافروز سپهر عدالت و عالمآرائى ، آفتاب عالمتاب كشور عظمت و فرمان دهى ، خاقان بلند قدر و الامكان سلطان سلاطين شاه صفى ماضى ، حضرت غفران پناه مرزا حكيم كلانتر دار العباده همت عاليش به تعمير اين بنا امر فرمود و بنايان چابكدست و مهندسان حاذق كه در فن خويش [
a
122 ] شهرهء آفاق بودند و سرآمد ايشان مرحوم استاد محمّد صالح معمار كه گوى دانش از اقران و امثال ربوده بود به اين عمل اشتغال نمودند و هر بامداد كه معمار كرهء زمين جهت استعمار كرهء خاك بر سر ديوار افلاك برآمدى [ معماران ] عمارت هريك به كار خود مشغول شدندى و بر مثال فلك از حركت نياسودندى و بوقتى كه كفهء آفتاب زرپاش از عمود معيار معدل النهار متمايل گشته على سبيل التدريج بر سطح غرب نشستى ترازوى اداى اجرت برآوردى اجرا اجرت يافته شاكرا و سعى مشكور او عمل مبرورا بمنازل خويش رفتندى و باندك زمانى چنين عمارت [ را ] كه چشم بينندگان مثابهء آن نديده و سياران عرصهء عالم مانند آن نشان نداده باتمام رسانيد .
و چون خواجه غياث الدين دار الفتح را باتمام رسانيد وقف كرد بر خانقاه دار الغربا و در وقتى كه غفران مآب مرزا حكيم كلانتر به تعمير آن همت گماشت و توفيق اتمام يافت عمارت كرد ( كذا ) را ملك شرعى قرار داده مدتى در تصرف وكلاى او
هامش
( 1 ) - اصل : سطونى