بود . بعد از چند سال كه دولت از خاندان او روى برتافت و حسب الحكم جهان مطاع خاقان فردوس مكان عليين آشيان ، سلطان السلاطين شاه صفى بهادر خان از منصب عالى كلانترى معزول گرديد بمبلغى معين بيع شرط مرحوم حاجى محمّد والد آقا محسن معدنباشى كرد و آقا [
b
122 ] محسن بعنوان ملكيت به تصرف درآورد و اليوم كه سنهء هجرى به تسع و تسعين رسيده در تصرف مشاراليه است .
ذكر خاتمهء احوال خواجه غياث الدين
كميت خوشخرام قلم در فضاى عرض حال مشاراليه در تكاپوى درآمده معروض ميدارد كه خواجه غياث الدين بعد از اتمام عمارت دار الفتح بپايهء سرير سلطنت مصير شاهرخى شتافته در سلك اعاظم نويسندگان ديوان منتظم گرديد و در سنهء عشر و ثمانمائه برتبهء بلند وزارت ديوان اعلى سرفرازى يافت و نسبت برعايا و زيردستان مراسم عدل و احسان بجا آورد ، اما بامرا و اركان دولت بنقير و قطمير مضايقه و مناقشه نمود . بنابر آن اكثر خواص و مقربان به خون او چون مستسقى به آب زلال مايل گشتند . پس از يك سال سيد فخر الدين مبلغ سيصد تومان كپكى بر وى تقرير نمود و حسب الفرمان خاقان سعيد سلطان شاهرخ ميرزا امراء عظام تيغ انتقام از نيام كشيده آن وزير بىمدار را بعالم عقبى فرستادند .
ذكر خاقان مظفر مظفرلوا معين السلطنه شاهرخ مرزا
خاقان سعيد خلف صدق حضرت صاحبقران مغفور قطب الدنيا والدين امير تيمور گوركان است و آن جناب پادشاهى بود صاحب سعادت ، متصف بكمال عدالت و عبادت . شجاعت رستم با زهادت ابراهيم ادهم جمع داشت و هرگز خيال تجاوز از جادهء ملت بيضا به پيرامن ضمير منير [ ش ] نميگذشت . [
a
123 ] همواره از روى اخلاص و نياز بملازمت درويشان و گوشهنشينان ميشتافت و بهر ديار كه درمىآمد اول شرف طواف مزارات اوليا و اتقيا را درمييافت . در ميدان حرب چون كوه باشكوه ،