زابلستان و سيستان و جرجان و مازندران و عراق و فارس و آذربايجان در تحت تصرف خاقان گيتىستان قرار گرفت و بيمن نصفت و حسن معدلتش تمامى آن بلاد و امصار معمور و آبادان گشته رفاهيت خلايق درجهء كمال پذيرفت .
معمار همت بلند نهمتش در اطراف ممالك محروسه بقاع خير و ابواب البر مانند مساجد و خوانق و مدارس و اربطه بنا نمود و قرى و قصبات مرغوب و مستغلات « 1 » بر آن وقف فرمود و چون خاقان سعيد مدت چهل [
a
124 ] و سه سال باستقلال تاج سلطنت و جهانبانى بر سر نهاد در ولايت رى « 2 » در سنهء خمسين و ثمانمائه عنان عزيمت بصوب عالم آخرت انعطاف داد . اوقات حياتش هفتاد و دو سال بود و بعد از آن پادشاه عاليجاه دست قضا ابواب فتنه بر روى روزگار عالم و عالميان برگشود .
گفتار در ذكر امير اعظم سعيد مغفور امير جلال الدين چقماق شامى كه حسب الفرمان حضرت خاقان منصور شاهرخ مرزا والى ولايت يزد بود
چمنآراى رياض اين سخن و نضارتبخش فضاى اين گلشن از رشحات قلم اين حكايت را بدينسان رقم مىزند كه چون نير فتح و فيروزى شاهرخيه از افق مراد طلوع نمود و تمام ممالك ايران و توران بحيز ضبط خاقان عاليشان درآمد همت پادشاه گيتىستان اقتضاى آن نمود كه تمامى بلاد و امصار جهان كه در تحت تصرف بندگان آستان سلطنت آشيان درآمده بزيور معدلت دولتخواهان وفادار مهبط امن و امان گردد ، لهذا ايالت و حكومت خطهء يزد را بعهدهء اهتمام امير اعظم سعيد امير جلال الدين چقماق شامى نهاد .
خلاصهء احوال امير مشاراليه آنكه در اول حال از جملهء امرا و سرداران شام و مير چقماق بود يعنى ينكچرى آقاسى « 3 » كه باصطلاح اهل ايران [ ] آقاسى « 3 »
هامش
( 1 ) - اصل : مستولات ( حدس از آقاى مجتبى مينوى )
( 2 ) - اصل : روى
( 3 ) - اصل : ينكحرى آقاسى