تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
محافظت ميفرمود و بعد از آن ايشان را بقريهء بندرآباد نزد خدام سلطان المحققين سلطان حاجى محمود شاه خلف ارجمند سلطان شيخ دادا محمّد عليه الرحمة و الغفران فرستاده به جهت هريك يوميه تعيين ميفرمود تا آن بليه دفع گرديد . بيت
روح پاكش در جنان پر نور باد * چشم زخم از خاندانش دور باد
عاقبت الامر كار بر محصوران تنگ گرديد و اضطرار از حد گذشت . پسر ابو سعيد در شب بيستم [
b
120 ] ماه رمضان المبارك سنهء ثمان و تسعين و سبعمائه با جمعى از ملازمان از راه نقبى كه به طرف ريگ فيروزى بود بيرون رفت . اميرزاده پير محمّد اطلاع يافته بگرفتن و قتل نمودن ايشان امر فرمود . اكثرى از ملازمان پسر ابو سعيد بدست لشكر ظفر اثر بقتل آمده خود با يك نفر از ملازمان به طرف مهريجرد گريخت . محمّد حاجى عوض كه رفيق و ملازم او بود او را كشته سر او را به خدمت اميرزاده پير محمّد آورد . محمّد حاجى عوض و تمامى متمردان و اتباع پسر ابو سعيد بفرمان شاهزاده پير محمّد بياسا رسيدند و در آن اوان تموكه قرچين [ كه ] در حوالى خراسان بفرمان حضرت صاحبقران از موكب هميون مرخص شده به يزد آمده بود مجددا ايالت آن خطه به دو متعلق گرديد و حكم جهان مطاع عز صدور يافت كه به جهت سكناى حكام قلعه ساخته در آنجا خزانه و اموال ديوانى محفوظ نمايند .

خبر ساختن قلعهء مباركه در دار العبادهء يزد

بر ضماير هوشمندان انجمن معنى و معنى آرايان صحايف هوشمندى پوشيده نماند كه چون راى جهان‌آراى حضرت صاحبقران گيتىستان اقتضا فرمود كه در يزد به جهت حفظ خزانه و اموال ديوانى و محل حكومتگاه حكام قلعه ساخته گردد بنابر آن بر جنوبى شهر كه خانه و ديوان خانهء شاه يحيى بود باروى عريض طويل كشيدند و خندق عميق مانند فكر عقلا دقيق حفر نمودند و برجهاى عالى و سنگ‌انداز ترتيب نمودند و يك [
a
121 ] دروازه در اندرون شهر و يكى بيرون شهر