مضافات « 1 » شهر يزد را خراب ساختند و از ظاهر يزد كوچ كرده لشكر بجانب كرمان كشيد . چون به رفسنجان رسيد در آن ولايت از عمارت و زراعت اثر نگذاشت . مقارن اين حال جمعى كثير از دليران لشكر شاه منصور [ از وى رو گردان شده به كرمان رفتند ] و سلطان احمد آن جمع را بنوازش بيكران مخصوص گردانيد .
شاه منصور انديشه كرد كه اگر پيشتر رود بقيهء « 2 » سپاه نيز روى گردان شوند . لاجرم از همانجا مراجعت كرده متوجه فارس شد و سلطان احمد بفراغ بال در كرمان متمكن بود كه درين اثنا ايلچيان حضرت صاحبقران رسيده پيغام رسانيدند كه رايات منصور متوجه بلاد عراق است . شهريار اعظم سلطان احمد [ به ] ترتيب اسباب [
a
115 ] احرام درگاه عالم پناه مشغول شد .
و چون هلال محرم سنهء خمس و تسعين و سبعمائه رخ نمود شاه شاهان با لشكر انبوه بحدود سيستان رسيد . چون سلطان احمد خبر يافت با مجموع اكابر و اعيان ملك استقبال كرده شرايط ضيافت بجاى آورد و در آن اوان شاه منصور از اصفهان بشيراز رفت و بعيش و عشرت اشتغال نموده چنانچه مدت چهل شبانهروز به غير از ملازمان مجلس بزم نظر هيچكس بر وى نيفتاد .
بيت
شه مست و جهان خراب و لشكر پس و پيش * پيداست كزين ميان چه برخواهد خاست « 3 »
ذكر طلوع رايات حضرت جهانگشاى امير بزرگ صاحبقران گيتىستان قطب الدنيا والدين امير تيمور گوركان انار الله برهانه بعراق و فارس و عصيان و طغيان شاه منصور به آن حضرت و مقتول شدن شاه منصور با تمامى آل مظفر به تيغ سياست حضرت صاحبقرانى
بر مرحله پيمايان فراز و نشيب حوادث روزگار و تجربهكاران طوارق ليل و
هامش
( 1 ) - اصل : مسافات
( 2 ) - اصل : تعبيهء
( 3 ) - اصل : خواست