صفوف قتال آراستند . چون لشكر سلطان زين العابدين اضعاف مضاعف « 1 » لشكر عراق بود شاه يحيى انديشهمند گشته طالب صلح شد . بعد از عهد و پيمان طرفين سلطان زين العابدين عنان عظيمت بجانب شيراز معطوف فرمود . اعيان و اكابر فارس باستقبال موكب هميون شتافتند و مراسم نثار و پيشكش بجا آوردند . خواجه شمس الدين محمّد حافظ شيرازى اين چند بيت در تهنيت اين فتح برشتهء نظم كشيده .
بيت
خوش كرد ياورى فلكت روز داورى * تا شكر چون كنى و چه شكرانه آورى
در كوى عشق شوكت شاهى نميخرند * اقرار بندگى كن و اظهار چاكرى
ساقى بمژدگانى عيش از [ a 113 ] درم درآى * تا يكدم از دلم غم دنيا بدر برى
سلطان و فكر لشكر و سوداى گنج و تاج * درويش و امن و خاطر و كنج قلندرى
نيل مراد برحسب فكر و همتست * از شاه نذر خير و ز توفيق ياورى
يك حرف صوفيانه بگويم اجازتست * اى نورديده صلح به از جنگ و داورى « 2 »
بعد از مصالحه شاه يحيى بدار السلطنهء اصفهان آمده لواى سلطنت برافراخت و در اندك زمانى اصفهانيان با شاه يحيى بنابر مخالفت نهادند و دولتخانه را در ميان گرفته تير و سنگ « 3 » انداختند تا به حدى كه شاه يحيى با جمعى از ملازمان در شب گريخته متوجه يزد شد و خزانه و اسباب او را مردم اصفهانيان غارت كرده ايلچيان با تحف و هدايا به خدمت سلطان زين العابدين فرستادند و التماس قدام او نمودند .
هامش
( 1 ) - اصل : مضاعت
( 2 ) - چون اغلاط متعدد داشت از روى ديوان چاپ قزوينى تصحيح شد .
( 3 ) - اصل : سپك