تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
داشتى بدست او داد [ به ] مضمون آنكه ضعيفه عورتيست بيچاره و بىشوهر و دو دختر او پيش يكى از بنى اسرائيل كه درين ايام بشرف اسلام مشرف شده به مبلغ چهارصد دينار در گرو است . اگر حضرت پادشاه درين روز التفات نمايد كه آن دختران از قيد رهن اطلاق يابند عند اللّه ضايع نماند و اين بنده مدة الحيوة رهين « 1 » عنايت و عاطفت پادشاه باشد . چون بر فحواى صحيفه اطلاع يافت بگريست و گفت فرداى قيامت بهنگام حساب اگر پرسند كه چونست كه در زمان دولت تو دختران قديم الاسلام در رهن نو مسلمانى بودند چه جواب گويم ؟ و از مركب فرود آمده در همان صحرا بنشست و گفت هركه سر مرا دوست ميدارد به قدر ميسور چيزى بياورد . از امرا و اعيان تا شاگرد پيشگان هرچه توانستند از نقد و جنس در خدمت آن پادشاه آوردند . چنانچه قريب به صد هزار دينار ميرسيد . بعد از آن پادشاه با حضار گفت كه كدام يك از شما هوس دامادى من دارد ؟ جوانى آدينه نام از قوشون امير اصفهان شاه روى نياز بر خاك نهاده استدعاى اين امر نمود . شاه شجاع از او پرسيد كه هر سال مواجب تو چه مبلغ است ؟ عرضه داشت كه هزار دينار . حكم فرمود كه هر ساله نوزده هزار دينار ضميمهء آن [
a
111 ] ساختند . و ديگرى خسرو شاه نام از قوشون امير علاء الدين ايناق قدم در ميدان مصاهرت نهاد و مرسوم « 2 » او كه در غايت قلت بود به بيست هزار دينار قرار يافت . آنگاه فرمود تا چهارصد دينار بردند و دختران را از رهن خلاص ساختند و بموجب فرموده يكى را بخانهء صبيهء پادشاه و ديگرى را بوثاق محب شاه خاتون حرم پادشاه مطاع بردند و حكم كرد كه هر خاتونى پنجاه هزار دينار تسليم نمايند تا در جهات دختران و ما يحتاج ايشان مصروف دارند و مال موجود را به تمام به صاحب عرضه داشت داد كه مجموع آن مبلغ خواه آنچه امرا و اعيان سپاه برسم پيشكش آورده بودند و چه از سركار ديوان بمواجب و مرسوم دامادها مقرر گرديد با آنچه شاهزاده و حرم محترم پادشاه به جهت ترتيب جهات و اسباب عروسى صرف نمودند دويست و چهل هزار دينار بود كه بقرار رايج حال مبلغ بيست و چهار هزار تومان تبريزى « 3 » بوده
هامش
( 1 ) - اصل : رهن ( 2 ) - اصل : مراسم ( 3 ) - اصل : سرسرى