تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
شاه شجاع پنجاه و سه سال و دو ماه زندگانى يافت و بيست و پنج سال و دو ماه و بيست و دو روز سلطنت كرد ، اللهم ارحمه و اغفره . بعد از وفات آن جناب هرج و مرج و فتنه و خرابى در ممالك روى نمود و در هر سرى سودائى پديد آمد . اصفهانيان شاه يحيى را از يزد طلب داشتند و او بدان ملك رفته روزى چند بامر حكومت قيام نمود ، و سلطان احمد بكرمان رفته [ حاكم آنجا ] شد [
a
110 ] و سلطان زين العابدين در شيراز قايم مقام پدر گشته بر تخت سلطنت نشست .

ذكر بعضى از مناقب پادشاه مطاع شاه شجاع عليه الرحمة و الغفران

شاه شجاع بلطف طبع و حسن اخلاق و زيور ادب و حليهء تواضع و كمال مكرمت و طينت پاك و فرط جود متحلى بود و از جبن و بددلى و بخل و امساك و ساير افعال ذميمه و اعمال رذيله متخلى و در نه سالگى از حفظ كلام اللّه كه حبل المتين راهروان دين و اعظم معجزات سيد المرسلين و خاتم النبيين است صلوات اللّه و سلامه عليه و عليهم اجمعين فراغت يافت و بعد از تأييد ايزدى و عنايت سرمدى مفردات لغت عرب را بر صحيفهء خاطر نگاشت . آنگاه بكسب ديگر فضايل و كمالات نفسانى اهتمام نمود [ در ] و مبادى حال و اوايل اشتغال [ به ] نيل مشكلات كه اذهان منهيان از ادراك آن قاصر بودند [ مهتدى گشت ] و از ارتقا بذروهء علوم دينيه و معارف يقينيه بدرجه‌اى رسيد كه پيوسته فضلاى دانشور و علماى فضل‌گستر كه شرف مجلس همايونش را درمىيافتند از لطايف خاطر قدسى صفاتش محظوظ و بهره‌مند گشته زبان باستعجاب « 1 » و استغراب « 2 » ميگشادند و چون بر غور فكر مشكل گشاى مطلع مىگشتند داد انصاف داده « ان هذا شىء عجاب » ميگفتند . چنانچه در بعضى تواريخ به نظر رسيده كه چون پادشاه مرحوم بر سرير سلطنت متمكن گشت روزى [
b
110 ] از ميدان تيراندازى مراجعت نموده بدولتخانه ميرفت . در اثناى راه‌زنى عرضه -
هامش
( 1 ) - اصل : استعجال ( 2 ) - اصل : استقراب