او را يكى نام خوانزاده خواند بود و او صد سال عمر يافت ، و ديگر نام مختومزاده « 1 » بود .
ذكر مجملى از احوال امير محمود و عماراتى كه در زمان دولت شرف الدين [
b
89 ] مظفر و امير مبارز الدين محمد مظفر در يزد ساخته شده و دهاتى كه در زمان ايشان معمور و قنواتى كه جارى شده در شهر و بلوكات
سابقا سمت گزارش « 2 » يافت كه در آن اوان كه سلطان محمّد خداى بنده شرف الدين مظفر را برتبهء امارت سرفراز فرمود و ايالت دار المدينهء ميبد و شبانكارهء فارس را به دو تفويض فرمود مشار اليه در شبانكاره لواى حكومت برافراخت و معتمدى از جانب خود به داروغگى ميبد تعيين بنمود و بفرمود تا در ميبد مدرسهء عالى بساختند و گنبدى به جهت مدفن او ترتيب نمودند و در خلف مدرسه دولتخانه « 3 » [ و ] باغ عالى طرح انداختند و باتمام رسانيدند و بفرمودهء آن جناب در سر اهرستان يزد طغارى به جهت قسمت آب ساختند و الحال به طغار شرف الدين مظفر اشتهار دارد . و در ثالث عشر ذى قعدهء سنهء ثلث و عشر و سبعمائه از دار فنا به دار بقا رحلت كرد .
شعر
هستى طمع مدار كه بىداغ نيستى * كس در نيامدست به دروازهء جهان
امن از جهان مجوى كه مير اجل در او * هرگز نداده است كسى را به جان امان
و او را از شبانكاره به ميبد نقل كرده در مدرسهء ميبد كه خود بنا كرده بود دفن شد .
خواجه رشيد الدين فضل اللّه طبيب كه وزير اعظم سلطان محمّد خداى بنده بود با شرف الدين مظفر باطنا عداوت [
a
90 ] داشت ، مقرر فرمود تا املاك و رقبات او را به جهت ديوان ضبط نمودند و امير محمّد كه خلف ارجمند شرف الدين مظفر بود استعانت
هامش
( 1 ) - اصل : مختوحزاده ( در بعض از مآخذ : مخدومزاده )
( 2 ) - اصل : گذارش
( 3 ) - اصل : دولتخوانه