گذاشت : اول دروازهء مهريجرد ، دوم دروازهء قطريان كه اكنون دروازهء شاهى مينامند ، سوم دروازهء ايلچى خان كه بدروازهء ملا اشتهار يافته ، چهارم دروازهء كوشكنو ، پنجم دروازهء مادر امير ، ششم دروازهء سعادت ، هفتم دروازهء نو و اكنون دروازهء سعادت و دروازهء نو مسدود است . و بر گرد حصار برجهاى عالى ساز كرد و قرب دروازهء سعادت خانقاه عالى بنا كرد و مناره برافراخت و بكاشى سبز تمام كرد و بازارى بساخت و حمامى نيكو با [ ] وسيع و خلوات و درياچه باتمام رسانيد . و افصح المتكلمين [ شيخ ] سعيد كمال الدين خواجو كرمانى كه در آنوقت در يزد مىبود اين قصيده در وصف آن حمام گفته و بر كتابهء [ ] حمام ثبت كردهاند .
قصيده
اى پيكر منور محرور خوى چكان * ثعبان آتشين دم روئينه استخوان
گوئى سمندرى كه در آتش كنى مقام * يا مرغ آبيى [ a 92 ] كه در آبت بود مكان
با آتشت مقارنه از خاكت ارتفاع * با اخترت مقابله با آبت اقتران « 1 »
از چرخت استقامت و از بحر اجتناب * هم چرخ زير دستت و هم بحر زير ران
تركيبت از طبايع و مستغنى از حواس * در موقفت جهنم و در ساحتت جنان
با خاك در تواضع و از باد احتراز * در آتشت نشيمن و در آبت آشيان
سطح تو دلگشا و مقام تو دلپذير * صحن تو دلنشين و هواى تو دلنشان
هامش
( 1 ) - اصل : اقران