برايا بر ذمت همت خسروانه واجب و لازم داشته ابواب برّ و احسان بر روى روزگار [
b
69 ] ايشان گشاده گردانيد و مردم شهر و ولايت در زمان او مرفه الحال بودند و ايلچى به جهت خواستگارى صبيهء براق حاجب كه سلطنت كرمان به دو تعلق ميداشت فرستاد و مسؤول او بدرجهء قبول رسيده براق حاجب صبيهء خود را كه صفوة الدين آدم ياقوت تركان نام داشت به عقد نكاح محمود شاه درآورده با خدام و اسباب به يزد فرستاد . و از آن ملكه محمود شاه را دخترى آمد كرد و چين نام كرد و چون بزرگ شد قاآن خان كرد و چين را طلب كرده به عقد خود درآورد و ازين وصلت شوكت و ابهت محمود شاه زياده شد و در جنب مدرسهء ركنيه « 1 » مدرسهء عالى بنا فرمود و مال بسيار بر آن خرج كرد . اما پيش از اتمام آن عمارت در سنهء سبع و ثلثين و ستمائه وفات يافت و در آن مدرسه او را دفن كردند . و حرم محترم او آن عمارت را تمام كرد . و چون بفرمودهء صفوة الدين آدم ياقوت تركان باتمام رسيد صفوتيه نام نهادند . اكنون تمام آن عمارت خراب گرديده .
ذكر سلطنت سلغر « 2 » شاه بن محمود شاه بن سلطان قطب الدين
سلغر شاه جوانى پاك اعتقاد خداترس بود و مردم در زمان سلطنت او مرفه الحال بودند و بزراعت و عمارت ميلى تمام داشت . امر فرمود [ . . . ] او قناتى جارى نمودند و بقرب درب مال امير [
a
70 ] دهى احداث كردند و آن ده را بنام خود منسوب كرده سلغرآباد نام نهاد و در ميان عوام به آبشور شهرت يافته و وقف فرمود بر اولاد خود « ما تناسلوا و توالدوا » . چون ده سال از سلطنت او بگذشت سلغر شاه و والدهء ماجدهء او صفوة الدين آدم ياقوت تركان وفات يافتند « 3 » و ايشان را در مدرسهء محمود شاه دفن نمودند .
بعد از وفات سلغر شاه خلف او طغى شاه در دار العبادهء يزد لواى سلطنت برافراخت و در اهرستان « 4 » باغى خرم ساخته بنام خود موسوم ساخته باغ طغى شاهى
هامش
( 1 ) - اصل : كنيسه
( 2 ) - : اصل در غالب موارد : سلقر
( 3 ) - اصل : يافت
( 4 ) - اصل : اهوستان