نام نهاد و مدت بيست سال بعيش و كامرانى گذرانيده در سنهء سبعين و ستمائه عزيمت سفر آخرت نمود .
و او را دو پسر بود يكى علاء الدوله و ديگرى يوسف شاه ، علاء الدوله « 1 » قايم مقام پدر و فرمانفرماى خطهء يزد گرديد . چون سه سال از سلطنت او بگذشت بتاريخ پنجم اردىبهشتماه مطابق سنهء ثلاث و سبعين و ستمائه بنياد بارندگى شد و مدت پنج شبانهروز متصل باران باريد و از طرف مهريجرد سيل روى به شهر آورد و محلهء مرياباد و محلهء سرسنگ و محلهء يعقوبى و محلهء سلغرآباد را خراب كرده در خندق افتاد و بعضى از حصار را خراب كرده و به طرف دروازهء كوشكنو [ آمد ] . در بعضى تواريخ مسطور است كه از درب كوشكنو تا ريگ فيروزى تمام محلات و بيوتات و بساتين [
b
70 ] و باغات بود و خلق بسيار در آنجا ساكن بودند . به جهت ورود آن سيل تمام خراب گرديد و دو روز و يك شب سيل بدانطرف روان بود و در ريگ فيروزى فرو ميرفت و ساكنان آن محلات بر تلى كه در آن نواحى بود جمع گرديدند تا از آسيب سيل در امان باشند ، بعد از آنكه سيل ايستاد مردمان در آنجا كه جمعيت نموده بودند طرح باغات و بيوتات انداخته محله ساختند و در آنجا ساكن شده « سرجمع » نام نهادند . اكنون به محلهء سرچم شهرت يافته . علاء الدوله « 1 » كه والى اين ولايت بود از ورود اين سيل هراسيده مرض بر مزاج او مستولى شده بعد از يك ماه درگذشت .
ذكر سلطنت اتابك يوسف شاه و مآل حال او
بعد از برادر تاج پادشاهى بر سر نهاد و لواى سلطنت برافراخت و حصارى كه در آن سيل خراب گشته بود عمارت نمود . اما بغايت عياش و مسرف « 2 » بود و مال و خراج يزد بخرج او وفا نميكرد . دست تعدى بمال رعايا دراز كرد و در آن اوان عراق عرب و عجم و خراسان و تركستان تا سرحد روم « 3 » و مصر در قبضهء اقتدار
هامش
( 1 ) - اصل : علاء الزمان
( 2 ) - اصل : مصرف
( 3 ) - اصل : رام