تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 853

مساهمون:

ص٨٥٣
مكنوف سلامت از هرگزند . ثواب هفتاد سالهء حج اگرچه همه اكبر باشد با يكى نوبت دادرسى مظلوم موازى نباشد . عدل خضرى است كه ذو القرنين را به آب بقاء فرماندهى مشارق زمين و مغارب آن راهبر گشت و انوشيروان را درخور عاطفت و نواخت « ولدت فى زمان الملك العادل » ساخت . نسيم عدل هرجا اهتزاز آغاز كرد از شاخسار گلبن احوال خاص‌وعام گلهاى رفاه كه نتيجه‌بخش دوام اقبال خداوند عدل تواند بود بردمانيد . كاخ عدل را اوثق اركان آنست كه در استماع سخن دادخواه تا به حدى مبالغه روا دارند كه هرقدر بيشتر عرض حال خود كند كمتر آثار ملالت ظاهر سازند و زياده به كلام وى گوش اندازند ، كه چون شرح مرض خود به طبيب مىنمايد از ملالت طبيب به جانب سكوت نگرايد تا حقيقت مرضش كه معالجت طبيب را در كار دارد غير مكشوف آيد . المنة للّه كه مدلول اين مقدمه نقش نگين منقبت همايون خاقان ملك‌ستان مؤيد است [ 283 پ ] كه با وجود آن همه جبروت كه مهر آثار از غايت اشتهار ابائى از نعت و وصف تواند داشت بنفسه النفيس سخن عجزه و بينوايان استماع مىفرمايد و در مساقى كه مهمى از مهام معظمهء سلطنت دامن‌گير است و امضاى آن فى الحال ناگزير است هرگاه دادخواهى كه از غايت فرومايگى و حقارت كمتر به نظر آيد و هيچ گوشى به استماع مدعاى آن نگرايد در محضر مباركش از بيدادگرى آغاز دادخواهى نمايد اغاثت او را بر آن مهم خطير مقدم مىشمارد و همت مقبلانه به غور - رسى او مىگمارد و تا داد وى را از بيدادگر نستاند ذمت عدالت خود را برى نداند . هرچند مستمند دادخواه سلسلهء تقرير خود را مانند رشتهء