خاقان ملكستان مؤيد حازم ، شاد اللّه تعالى اركان دوم دولته القاهرة و قوايم شوكته الباهرة و دعائم خوقنته الزاهرة ما دامت الافلاك دائرة و النجوم سائرة بمساعى معمار حرمه المبارك بحرمة سورة يس و تبارك ، كه به راستى اگر ذرهاى كه دوازده يك قطمير است و آن هشت يك نقير و آن سدس فتيله و آن نيز شش يك فلس و آن دوازده يك خردل و آن سدس شعير و آن چهار يك طسوج و آن ربع دانق و آن شش يك دينار از اوقار حزم آن واسطهء عقد عازمان تاجدار را بر مناكب البرز و شهلان حملان نمايند با همهء پايداريها و مقاومات مشهوده به تحمل هرگونه اعباء ، هر آينه از احتمال آن ذره از راه غايت عجز و اعيار به زبان صدى اظهار آثار بيطاقتى و فروماندگى را مسلك [ 282 پ ] مذبت و اجرّ ثقيلاه پيمايند ، و الحق به تصديق خداوندان حزم از زمرهء تاجداران ماضيه و گيتىسالاران آتيه و شهرياران معاصره كه در مضمار زمان ماضى و استقبال و حال رايت غايت اشتهار به اتصاف ملكهء ستودهء دورانديشى كه به فارسى ترجمهء حزم تواند بود به قلهء قمهء عيوق افراختهاند ، هر آينه از اظهار غايت عجز و فروماندگى حمل اعباء آن ذره محق آيند از فاتحهء صبح ازل كه نير رأى همايونش از مشرق ذات اقدس لواى اشراق افراخت پرتو دورانديشى و فروغ پيشبينى بر ساحت مصالح نظم كار دولت در ظرف زمان ابد انداخت ، اگر در آيينهء مصقول پيرار و پار صورت وقوع امرى را كه العياذ باللّه موجب وهن دولت امساله توانستى بود به رأى - العين المبارك مىنگريست به پاى حزم همايون در مقام تدارك نمايان و سد طريق حدوث آن قبل از آنكه دست قضا از روى وقوعش كشف -
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 850
مساهمون: ايرج افشار
ص٨٥٠