زينت ساق شاهد نفس كريم فرمودهاند و در جزئى و كلى امور سررشتهء اين كار را از دست خاطر همايون ندادهاند و چراغ شهرت تاجداران صاحب توكلى را كه در اين باب يد بيضا نمودهاند به سر آستين غلبه منطفى ساختهاند . لاجرم اوليائش از رشته كارهاى بزرگ و امورات سترگ به دستيارى انامل توكل عقدهاى لاينحل گشودهاند . چنان كه از غايت حيرت عقول خداوندان نهى انگشت بر دهان گرفتهاند و همهء متوكلان ملوك كه طنطنهء توكل خود را به طواف اطراف عالم گماشتهاند استشهادنامهء برتريش را به مهر رسانيدهاند ، تصديق اين دعوى را نگارش داستانهائى كه بعد از اين انشاء اللّه تعالى مرقوم خامهء وقايعنگار خواهد گشت و از وسمت اغراق منشيانه و مبالغهء شاعرانه مبرى است به احسن وجه خواهد نمود و شرذمهاى از آنكه نگارشش در اين مساق برحسب درخواست دل ملزومهء همت دبير خامه افتاده است اينست كه يكى از مؤمنان حضرت گفت بارها قلادهء خاكبوس حضور همايونش را متقلد بودم كه منهيان حضرت اعلان رأى اقدس مىكردند كه رشتهء فلان امر را عقدهء بزرگ افتاده است چنان كه عقل از حل آن آثار عجز و قصور ظاهر مىسازد و عنان ثبات و زمام قرار از چنگ خاطرها فرار نموده است . آن خسرو خداوندان توكل در غايت طمأنينه و آرام كه قواعد توكل همايونش را دليل مزيد استحكام تواند بود بر صفت غنچه از اهتزاز صباى اعلان منهيان تبسم آغاز مىفرمود و بدان پايهء تزلزل و اضطراب كه از ناصيهء احوال مواليان بواسطهء وقوع آن امر كلان مشاهده مىنمود مسلك استهزاء به قدم شكرخند مىپيمود و مىفرمود مگر شماها نيز مانند من جوشن توكل در بر احوال نداريد كه از بيم تيغ حوادث ضبط عنان ثبات و آرام در
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 841
مساهمون: ايرج افشار
ص٨٤١