تزيين سپهر احوال فيروزى اشتمال همايون خاقان « 1 » مؤيد به آفتاب زايد النور ملكهء ارجمند و سيرت دلپسند علو همت
مبرهن است كه واسطهء عقد حصول مرضات الهى به مدلول « ان اللّه يحب معالى الامور » علو همت تواند بود ، و اين فرخنده سحاب چون به درياى ذات خداوندان معالى همم قطرهافشانى آغاز نمايد حدوث گوهر شاهوار عزت و اقبال را در صدف احوال ايشان حالت معطله نماند . كرهء آسمان در خم چوگان همت بلندگويى تواند بود محقر و بسيط زمين كه « ان ارضى واسعة » پيرايهء مناقب گشادگى و فسحت آن است در نظر بلندهمتان كلبهاى است مختصر . هركه از دولتياران روزگار در كاخ علو همت كه اركان آن بغايت مرصوص است آرميد تا گيتى برپا بود دست حوادث زمان و استيلاى نسيان به دامان مجداثيل و بقاء ذكر جميلش نرسيد ، و اگر بناى همت در تحصيل ملك اين جهان عالى نمائى اسكندر سان ما صدق
« حَتَّى إِذا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَها »
آئى . و اگر در طلبسراى جاودان دامن علو همت از ساق جد برميان بندى واسطهء عقد ارباب ايمان به غيب و ايقان به آخرت كه مدلول كريمهء
« أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ » *
طراز كسوت منقبت ايشان است گردى ، و اگر سراپردهء همت از ساحت اين دو مقام بالاتر زنى در حريم وصال شاهد ازل سمت محرميت حاصل سازى و رايت ترقى به ذروهء « رضى اللّه عنهم و رضوا عنه » افرازى .
مقصود از سياقت اين كلام بديننمط آنست كه امروز در بسيط معمورهء جهان شهريارى كه در حلبهء رهان بلندهمتان ملوك از گذشتگان
هامش
( 1 ) - « همايون خاقان » بجاى كلماتى است كه عوض و محو كردهاند .