تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 839

مساهمون:

ص٨٣٩
با چاكران حضرت تا چه مثابت شرايط كوچك‌دلى و مرحمت به تقديم مىرساند . با بندگان درگاهش لطفى كه حكايت از شفقت ابّوت مىتواند نمود و با رعاياى ملكش مهرى كه از بسيارى بر آن چيزى در نمىتوان افزود . با آنكه از همسرى سپهر عار دارد پيوسته همت به مكالمت ضعفاى رعيت به جهت دلجوئى مىگمارد . از هوشمند فرتوتى شنيدم كه ميگفت بسى از شهرياران روزگار ديده‌ام و بيرون از شمارى را در مطاوى مطالعهء كتب تواريخ و سير از گفتهء مورخان شنيده‌ام . شهريارى را از فرق شهرياران ديده و تاج - دارى را از طوايف تاجداران شنيده كه در خصلت تواضع رايت اشتهار به عيّوق افراشته‌اند درخور چاكرى آن خديو مؤيد نديده و نشنيده‌ام . گوئى نصر بن احمد كه واسطهء قلادهء ملوك سامانيان است به مثقب تعلم از آن داور پاك گوهر اين مضامين را [ 279 ر ] در وصيت جگر گوشهء خود به تواضع و كرم سفته است : فرزند اگر سر اين دارى تا مملكتى را كه در طلب آن متحمل اعباء مشقت بيشمار گشته‌ايم و سلطنتى را كه به جر اثقال به چنگ آورده‌ايم سالهاى دراز و قرنهاى ديرباز در تحت تملك تو بماند ، زنهار بر خزينه و لشكر استظهار پيشه مساز . چه آن در معرض زوال و اين منقلب الاحوال است . بلكه همين تواضع و كرم را دو ركن وثيق كاخ دوام ملك و نفاذ حكم قرار ده تا ابد الدهر آن كاخ را انهدامى نه پيوندد . چه اين هردو شبكهء صيد دلهايند و چون دلها بر آن دامها درافتادند هرگز رهائى نيابند ، جعل اللّه تعالى غاية تواضعه معراجا لارتقاء ما شاء من العزة الدائرة مدار الدنياء .
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 839 | ايرج افشار / محمد جعفر بن محمد حسين نائينى