تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 837

مساهمون:

ص٨٣٧
و چون شطرى از حديث قدسى پيرايهء مناقب تواضع است و ترجمهء آن به فارسى اينست كه اى پسر آدم ! به راستى من كه تقدير فرمايندهء افزون و كاستى هستم چهار چيز را در چهار چيز قرار داده‌ام و كسان آن موضوعات را در غير مواضع خود مىجويند . لاجرم ابد الدّهر دست طلب از دامان ادراك آنها كوتاه دارند . شطرى كه از حديث ما نحن فيه است اينست كه عزت را در تواضع كه معبّر از فروتنى است قرار داده‌ام و چون طالبان در غير آن مىجويند پس به داغ حرمان هميشه موسومند . بناء عليه شرف خصلتى كه بدان متواضعان را مكنت ارتقاى به اعلى درجات عزت كه گوهرى است بغايت گرانبها سمت حصول يابد توان دانست كه در چه درجهء كمال باشد . آرى هركه را از عزيزان روزگار بينى كه گوهر عزتش به چنگ اقبال افتاد نيك ملاحظه نما كه جز از عمّان تواضع نبود ، و هركه از دولتياران كامكار نگرى كه به سر منزل كامكارى رسيد يقين حاصل ساز كه جز مسلك فروتنى نپيمود . مؤيد حديث قدسى كه ترجمهء شطريش كه مقصود از اين مقام بود به فارسى كرده شد مفاد فرمودهء سالار متواضعان امير مؤمنان على بن ابى طالب صلوات اللّه عليه است كه : « تواضع المرء يكرمه » ، و هم در بيان اين معانى است مضامين اين اشعار تازىنژاد كه از لطافت آبروى باد صبا بر خاك فقدان ريخته . خداوند عالم روان ناظم آن را به رشتهء اهل فردوس انتظام دهد . شعر
تواضع تكن كا الشمس لاح لناظر * على صفحات الماء و هو رفيع