ترجمهء اين عبارات منظومهء تازىنژاد به فارسى به جهت پيادهروان طريق فهم عربى اينست كه آن خديو ارجمند كه فلك مواهب و احسان را محورى است بسزا ، دريائى است محيط كه از هر ناحتى كه آئى رو خواهى آوردن بدان . پس لجهء آن دريا عطاست و ساحتش احسان ، و بر تقدير آنكه در دستش از غايت جود و بخشايش سيموزرى وراى گوهر ارزندهء جان نباشد هر آينه آن را در معرض انفاق درخواهد آورد .
پس ارباب مسئلت بايستى از خدا بپرهيزند . يعنى چون او نفس عزيز و جان ارجمند را بىمضايقت مىدهد تا دست ردى بر سينهء سائلى نگذارد سائلان از عمل اخذ آن لواى احترازافرازند . - تمام شد ترجمهء اين اشعار تازى .
مورخ گويد كه مضمون شعر اخير كه پيرايهء مناقب آن يگانه خديو است بسى شبيه است به يكى از سرگذشتهاى حاتم كه شمسهء [ 277 پ ] قلادهء اسخياى عالم است .
چه به موجبى كه روايت مىكنند يكى از ارباب معاصرت او كه به قلادهء سلطنت يمن تقلد داشت از راه حسد و غبطت كه بر غالب نفوس استيلا و احاطت دارد به اطفاء چراغ اشتهار حاتمى تيزچنگى را به قتل او در پرده نامزد ساخت . چون گماشته به حاتم رسيد و وى را نشناخت از وى خبر وى پرسيد . حاتم گفتش خدمت چيست ؟ گماشته گفت رازى نهفتنى است ، اگر به افشاى آن نپردازى با تو در ميان گذارم . چون حاتم موجبات اطمينان خاطرش را در حفظ آن سرّ به تقديم رسانيد گفت به قصد حاتم مسافت دور و دراز قطع نمودهام . مردمى كرده خواهى بود
جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 834
مساهمون: ايرج افشار
ص٨٣٤