عالى ساخته است .
بيت
ز بس خواسته داد ناخواسته * جهان شد ز جود وى آراسته
از بياض بامى تا سواد شامى كه سبيكهء طلاى خورشيد در كف آسمان قرار داشت هم سنگ جرم مهر فروزان سيموزر در وجه انعام زيد و عمر [ و ] و بكر از دست مبارك داده مىشد و با اينكه عمل تسليم آنها به تنهائى از پس تجدد و تكثر خالى از مشقتى نبود هيچگونه آثار كسالت و ملالت از ناصيهء احوال مبارك ظاهر نمىگشت و اگر اندك بود و اگر بسيار عطاى آن خديو نامدار سمت مقارنتى داشت با اعتذار . چه بخشش با معذرت نازل منزل دو بخشش است ، چنان كه كلام معجز نظام سرور اوصيا على مرتضى عليه الصلاة و السلام « ثن احسانك بالاعتذار » نص بر اين مقدمه است و آلايش [ 276 ر ] از آلايش منت برى بود . چه احسان به دست منت ابواب بطلان بر چهرهء احوال مىتوانست گشود ، به آن دليل كه « برك لا تبطله بالمنة » ، مقرر است كه به سد رخنهء حرص چيزى ديگر وراى خاك نپرداز . و اين مقدمه نيز مضمون گفتهء آن بزرگوار است كه « ثلمة الحرص لا يسدها الا التراب » . ندانم تا چه پايه به اينوآن سيموزر ريختند كه حريصان را از صرافت حرص انداخت و به غذاى عطا شكم آز را سير ساخت . بر تقدير آنكه فلك را به اعداد دورهء اوقار و امناء طلا و نقره در مخزن آن داور جواد مكارم بهره گرد مىآمد به دست قلت التفات و انفاق به ارباب حاجات طرفة العينى هباء منثورا مىفرمود .
گفتى سيموزر نازل منزلهء صبر است و كف جوادش نايب مناب دل عاشق . يعنى چنان كه صبر را در دل عاشقان بيقرار قرارى نيست سيم و