تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 701

مساهمون:

ص٧٠١
افشاى راز درون تفنگ « سر اذا جاء اجلكم لا يستقدمون ساعة و لا يستأخرون » نيز بر رأى سخيف بلوچيه مفشى مىسازند ، آن طايفه بعد از آنكه راكب بلا را دو اسبه از قفاى احوال خود تازان مىنگرند از مراكب خود پياده [ شده ] و آنها را سنگر خود ساخته از پس آن حاجز آغاز معارضه به مثل مىنمايند ، يعنى غريو از نهاد تفنگهاى خود به آسمان مىرسانند . چون نزديك آن مىشود كه نگين آفتاب از كف آسمان بيرون رود و ساحت گيتى كسب رموز تيرگى از روز مهجوران نمايد و سياهى از زلف مشكين‌مويان وام خواهد و سواد ليل ضياءبخش ساحت نجات بلوچيه گردد و آن طايفه را بيابانى نمايد ، نواب امير مؤيد از در تهور درآمده با تيغ آخته خود را به قلب خصم زدند و به يك حمله چند تن از آنها را به خاك افگندند . سواران ركاب مستطاب نيز سلك موافقت منعقد ساخته به هيأت اجتماع اطراف و جوانب آنها را گرفته راه فرار بر آنها مسدود و به صدمهء گلولهء تفنگ آتش‌افشان و ضرب تيغ و تير و خنجر [ 234 پ ] و سنان روز حيات را در نظر آن اهريمنان تاريكتر از شب هجر دلبران ساختند و به غير از سه تن كه زنده دستگير نمودند تمامت آنها را عرضهء عطب و هلاك نمودند . پس سرهاى مقتولين را از راه عقدا با سه نفر كه در حومهء كارزار زنده دستگير شده بودند روانهء محضر شاهزاده ساختند . يك نفر از زنده‌ها را نيز در عقدا ساغر هلاك چشانيده ، دو نفر ديگر زنده با رؤس قتلى به يزد رسيدند و به حكم شاهزاده ميرزا نصر اللّه تفرشى غلام پيشخدمت بىظهير ساحت گيتى را از لوث وجود آنها پرداخته ، سرهاى آنها را به كاه انباشته روانهء دربار عالم مدار اقدس پادشاهى فرمودند .